X
تبلیغات
حوادث شهرستان كوار

حوادث شهرستان كوار
اين وبلاگ مكاني براي اطلاع رساني پيرامون حوادث كوار مي باشد 
قالب وبلاگ

این فیلم شامل تصاویری واضح و روشن از جنایت دراویش گنابادی و مظلومیت امت حزب الله کوار است و گواهی بر باطل بودن دشمنان آن و گواهی بر حقانیت مبارزه ی شیعه.

تصاویری که گویای دروغگویی رسانه های ضد انقلاب است رسانه های مدعی آزادی و حقوق بشر رسانه هایی که امروز بی آبرو تر از هر روز دیگر هستند.

جهت دانلود کلیک کنید: لینک دانلود حجم2.6MB 

در این حمله وحشیانه و مسلحانه دراویش به مردم بی دفاع ۸۵ نفر با تیر جنگی و ساچمه ای و بیش از ۱۰۰نفر بوسیله سنگ و شیشه نوشابه و آجر دراویش مجروح شدند.

                           با تکثیر این فیلم از طریق موبایلتان خود رسانه ی حزب الله باشید.


موضوعات مرتبط: فیلم
برچسب‌ها: نقد مسئولان, حادثه کوار, دراویش گنابادی کوار
[ شنبه چهاردهم مرداد 1391 ] [ 17:12 ] [ مردم ] [ ]


جاد دانشگاه علوم پزشکی شیراز خطاب به قوه قضائیه:  به جای دستگیری عدالت‌خواهان به سراغ مفسدین درشت اقتصادی بروید
آیا بهتر نیست به جای دستگیری عدالت‌خواهان سراغ مفسدین درشت اقتصادی بروید که سرمایه نظام و کشور را بالا کشیده و به مصلحت‌اندیشی‌های ما و شما نیشخند می‌زنند؟
تاريخ: ۱۳۹۱/۱۱/۱
به گزارش سحاب نیوز  به نقل از فارس جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز طی بیانیه‌ای از ادامه بازداشت طلبه سیرجانی انتقاد کرده و از قوه قضائیه، خواستار رسیدگی به پرونده وی شد.

متن بیانیه به شرح ذیل است:

بسم الله الرحمن الرحیم

پیام مقام معظم رهبری به طلبه سیرجانی: "شَکَرَ الله مَساعیکَ":

در ادامه فعالیت‌های عدالت‌خواهانه طلبه سیرجانی و با تحصن وی و جمعی از همراهانش در اعتراض به احکام جمعی از عدالت‌خواهان بروجردی، ایشان و جمعی دیگر در بیست و چهارم شهریورماه امسال بازداشت شده و به تهران منتقل شده‌اند و تاکنون نیز بدون هیچ‌گونه محاکمه‌ای در بازداشت به سر می‌برند.

ایشان در آخرین پیام خود به جمعی از همراهان قدیمی‌شان این‌گونه بیان کرده‌اند:

محبین اهل بیت، حاج‌منصور ارضی، حاج‌سعید حدادیان، حاج‌‌محمود کریمی، حاج‌مهدی سلحشور، حاج‌سعید قاسمی، حاج‌آقا آقاتهرانی، حاج‌آقا میرباقری، حاج‌‌علیرضا پناهیان، سیاسیون، اصحاب رسانه، عدالت‌خواهان، بسیجیان، دانشگاهیان و با بصیرت‌ها، فقط یادتان باشد ما را تنها گذاشتید.

ما دانشجویان چه می‌توانیم بگوییم جز این‌که به این طلبه عدالت‌خواه این‌چنین عرض کنیم:

آری ما اهل عدالت‌طلبی نبودیم. عدالت اهلیت می‌خواهد که ما نداشتیم.

آری ما تنهایت گذاشتیم که اگر رسم ما بر این نبود ندای أین عمّارِ؟ رهبرمان بلند نبود!

آری ما اهل عدالت نبودیم که اگر این‌چنین بودیم چشم‌مان را بر بی‌عدالتی‌ها نمی‌بستیم که گوشه‌ای بخزیم و همرنگ جماعت شویم.

ای شیخ سیرجانی ما تنهایت گذاشتیم تا در انفرادی به حال خود بپردازی. ما فقط بلدیم فریادمان بلند باشد که چرا شیخ فتنه را حصر کرده‌اید که در کاخ خود به عیش و نوش بپردازد؟!

ما منتظریم که از فلان مسئول درخواست پست و مقامی برسد تا ما هم از این سفره خوش رنگ و لعاب بی‌نصیب نمانیم.

آخر کسی دیگر وقت شما را ندارد همه مشغول انتخابات‌اند!

خطاب به قوه قضائیه:

مسئولین محترم، اگر واقعا به این اعتقاد دارید که مردم نباید در برابر فسادهای کشور تحرکی داشته باشند این موضوع را علنی اعلام کنید.

آیا بهتر نیست به جای دستگیری عدالت‌خواهان سراغ مفسدین درشت اقتصادی بروید که سرمایه نظام و کشور را بالا کشیده و به مصلحت‌اندیشی‌های ما و شما نیشخند می‌زنند؟

از حضرت آیت الله آملی لاریجانی درخواست داریم که خود شخصا این پرونده را پیگیری کرده و نتایج آن به اطلاع عموم رسانیده شود.

[ چهارشنبه چهارم بهمن 1391 ] [ 19:22 ] [ مردم ] [ ]
جناب آقای پاک فطرت، شهردار محترم شیراز ضمن عرض سلام و ادب همانطور که در جریان هستید چند ماهی است که با سرد شدن هوا تعدادی از دانشجویان شیراز بنا بر وظیفه انسانی و اسلامی و انقلابی خود به تکاپو افتادند تا وضعیت نابسامان کارتن خوابها را به کمک مسئولین

 

  جناب آقای پاک فطرت، شهردار محترم شیراز

ضمن عرض سلام و ادب

همانطور که در جریان هستید چند ماهی است که با سرد شدن هوا تعدادی از دانشجویان شیراز بنا بر وظیفه انسانی و اسلامی و انقلابی خود به تکاپو افتادند تا وضعیت نابسامان کارتن خوابها را به کمک مسئولین شهر بهبود ببخشند. دانشجویان بودند که با شناسایی مناطق سکنای خیل عظیمی از کارتن خواب ها  این اوضاع وخیم را به تمام مسئولین (شهردار،استاندار،فرماندار،نمایندگان مجلس و…) گزارش دادند و طی مطالبات جدی تقاضای سروسامان دادن به این شرایط بحرانی را داشتند .  در این بین تمام مسئولین در کسوت های مختلف وعده جمع آوری و رسیدگی به بی سر پناهان شهر را دادند! اما هیچ یک به وعده ی خود که انجام این امور تا پایان آذر ماه بود وفا نکردند!!!

 در این میان نکته ای که نمی توان چشم بر آن بست تناقضی است میان سخنان قبل و اخیر شما در مواجهه با مطالبه به حق دانشجویان بعنوان مرجع اصلی رسیدگی به اوضاع خیابانگردها و کارتن خوابها. جنابعالی و شهرداری شیراز وعده جمع آوری و رسیدگی به کارتن خوابها را می دهید که این  یعنی شهرداری مطلع است  که در این شرایط  زمستانی آب و هوای شیراز ، شبها انسانهای بی خانمان بسیاری وجود دارند که تا صبح در تکاپوی زنده ماندن و مقابله با سرمای زیر صفر سرگردان کوچه های شهرند و  لازم است جهت جلوگیری از حاد شدن شرایط این انسانهای بی پناه بعنوان کوچک ترین وظیفه،حکومت اسلامی در فکر فراهم آوردن حداقل شرایط زنده ماندن ایشان شامل محل خواب گرم و غذا باشد! لیکن جنابعالی علی رغم تعهدی که سابقاً به دانشجویان بعنوان نماینده مستضعفین جامعه و بلند گوی گفته های دل این حقیر ترین افراد جامعه داده بودید ، در مصاحبه ی اخیر خود با پایگاه خبری شیرازنا فرمودید:

اگر چهار تا کپرنشین هم آمد کسی نباید توقع داشته باشد برویم به آن‌ها غذای گرم بدهیم، ما به این چیزها اعتقاد نداریم بلکه آنها را جمع می‌کنیم چه برخی خوششان بیاید یا بدشان بیاید.”           

.” اگرکپرنشینی هم آمد شک نکنید یا دنبال زمین است یا چیزهای دیگر”


ادامه مطلب
[ چهارشنبه چهارم بهمن 1391 ] [ 19:20 ] [ مردم ] [ ]

بی‌بی‌سی زرنگ است؛ راست می‌گوید اما نه همیشه. به‌وقت و بزنگاه دروغ می‌گوید و سعی دارد زرورق‌پیچش کند تا به استناد راست‌هایی که مخاطب قبلاً از او شنیده، دروغ را باور کند. اینکه چطور این کار را می‌کند نیاز به دقت دارد، به همین علت دروغ‌هایش را راست می‌نماید.

به گزارش شیرازه به نقل از مشرق، برخی معتقدند که بی بی سی زرنگ است، راست می‌گوید؛ اما نه همیشه. به وقت و بزنگاه دروغ می‌گوید و  سعی می‌کند زرورق‌پیچش کند تا به استناد همین زرورق و راست‌هایی که مخاطب قبلا از او شنیده است دروغ را باور کند. اما اخبار این رسانه انگلیسی خود می گویند که بی بی سی نه به وقت و نه بزنگاه، بلکه معمولا دروغ می گوید. این که چگونه این کار را می کند نیاز به دقت زیادی دارد، به همین خاطر دروغ هایش را راست می نماید.

این گزارش نشان می دهد که بی بی سی چطور تاریخ را عوض می کند؛ دو ماجرای تاریخی بی ربط را پشت سر هم روایت می کند؛ حرف هایی را جعل می کند؛ دروغ هایی را از زبان کارشناسانش دائما تکرار می کند؛ از جانب دیگران بیانیه صادر می کند؛ هر چیزی را سیاسی می بیند و امنیتی؛ هر خبری که منبعش مقامات رسمی جمهوری اسلامی باشند را زیر سوال می برد، سنگ پراکنان به جمهوری اسلامی را تایید می کند؛ برای رهبرانش خط و نشان می کشد و دست آخر هم مجریانش ژست بی طرفی می گیرند. اینها همه گوشه ای است از رسانه ای که دختران مجرد را مادران داغدار می خواند؛ همکاری با همکارانش تکذیب می کند؛ برای جمهوری اسلامی کلاهک های هسته ای می سازد و آنقدر دروغ می گوید که  صدای فعالان بین المللی را هم در می آورد.

گزارش مستند پنجاه دروغ بی بی سی، مشتی بر خروار دروغ هایی انداخته که هر روز از شبکه سلطنتی بی بی سی برای مخاطبینی به نمایش گذاشته می شود که گمان می کنند «بی بی سی گاهی دروغ می گوید». مشتی که تنها گویای تنوع و فراوانی این دروغ هاست.




1. دختر مجردی که در بی بی سی مادر شد؛

گوینده بخش خبری بی بی سی فارسی چهارشنبه 28دسامبر (7دی) گفت: «یکی از "مادرانی" که در اعتراض به بازداشت فرزندان خود، در پارک لاله تهران بست می نشستند، بازداشت شد. "ژیلا کرم زاده" بهمن ماه سال 88 بازداشت و حدود یک ماه زندانی شد و دادگاه بدوی در فروردین ماه او را به چهار سال زندان محکوم کرد.



 
 
 
 
 

خانم کرم زاده، زمانی که برای گرفتن گذرنامه به اداره گذرنامه مراجعه کرده بود، دستگیر و برای اجرای محکومیت به زندان منتقل شد.» خدیجه مقدم (فعال فمینیست) که به عنوان مطلع و برای اعلام همبستگی با زن بازداشت شده، با تلویزیون فارسی بی بی سی ارتباط تصویری برقرار کرده بود، سخنان جالب توجهی را بر زبان آورد.

وی در معرفی ژیلا کرم زاده عنوان کرد: «دلم می خواهد این را بگویم که ایشان یک شاعر جوان دلسوزی است که حتی ازدواج نکرده و خودش مادر نیست(!) ولی به قدری متعهد است که همه بچه های ایران را فرزند خودش می داند.!!» به نظر می رسد دست اندرکاران بنگاه سخن پراکنی انگلیس، فرصت کافی برای توجیه کردن منبع مطلع خود نداشته اند و فراموش کرده اند اظهارات وی را پیش از مصاحبه، چِک کنند.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه چهارم بهمن 1391 ] [ 19:18 ] [ مردم ] [ ]
موضوع:


اگر جریان فتنه حماقت نمی‌کرد و خدا این سناریو را درست نمی‌کرد که همه این‌ها از لانه بزنند بیرون، موش‌ها و خرچنگ‌ها و مارها از لانه‌ها بریزند بیرون و این برکات فتنه رو نمی‌شد معلوم نبود الآن چه خبر بود. برکت فتنه این بود که سعید قاسمی بدبخت بفهمد این موسوی آن موسوی نیست. تو با دست خودت این سری کسی را می‌آوری سر کار که از اساس، آن‌ها ترتیب همه‌تان را می‌دهند. برکت فتنه به مراتب از لطماتش بیشتر بود. تاکید می‌کنم ولله قسم در این دوره یکی از پرچم‌دارهای موسوی من بودم. اگر تمکین می‌کرد و سکوت می‌کرد و ماهیت خبیث طایفه‌اش رو نمی‌شد.

به گزارش تریبون مستضعفین اجماعی متشکل از احزاب و جناح‌های مختلف در حال شکل‌گیری است که هر از گاهی با القای بحران و به بن‌بست رسیدن در حل مشکلات داخلی یا با ادبیات شعب ابی طالب و وجود قحطی یا در قالب لزوم به توافق رسیدن هرچه سریع‌تر بر سر مسئله هسته‌ای یا مذاکره با آمریکا خودنمایی می‌کند. شاه بیت سخنان رهبر انقلاب در سخنرانی های اخیر بخصوص در دو سفر آخر یعنی کرمانشاه و خراسان ‌شمالی تاکید بر ممنوعیت هرگونه عقب‌نشینی در دوران تاریخ ساز کنونی بود.

تریبون مستضعفین چندی پیش در مطلبی باعنوان «ایستادگی مردمی در برابر اجماع تحمیلی نخبگان سیاسی» به تحلیلی جامع از موضع‌گیری های افراد مختلف و فضایی که در حال شکل گیری است اشاره کرده بود. به همین بهانه در نمایشگاه مطبوعات گفت و گویی با سعید قاسمی که بیشتر وی را با ادبیاتش در رابطه با مبارزه با استکبار در اندیشه امام و تناقض مبارزه با رفاه طلبی و نگاه‌های انقلابی‌اش در سیاست خارجی می‌شناسند انجام دادیم و پای صحبت‌های مرد پرشور و شعور کنونی نخبگان انقلاب در مورد شرایط پیش رو نشستیم.


این‌روزها ظاهرا در فضای نخبگانی جامعه یک اتفاقی دارد رخ می‌دهد که گاها اظهار نظرهایی از جناح های مختلف می شنویم در رابطه با تغییر در معادلات به بهانه های مختلف از جمله بحران ها و فشارها و طرح دوباره این سوال در فضای جامعه که در طول این ۳۳ ساله پیوسته مطرح بوده و اینکه نبرد ما با آمریکا و صحبتها و اقدامات چالشی با آمریکا تا کی و کجا باید ادامه پیدا کند؟ ما تا کی باید این مسیر را ادامه بدهیم و اصلا روزی را متصور هستیم که به این نتیجه برسیم باید کرکره مبارزه با استکبار را پایین بکشیم؟

بسم الله الرحمن الرحیم

اولا به مناسبت ایام «الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابی طالب» تبریک عرض می‌کنم و ثانیا خداوند منان را شاکریم که ما را شیعه واقعی ان شالله آقا علی بن ابی طالب و ائمه هدی قرار داده است.

امام بارها و بارها و آقا نیز از اوایل رهبری شان این مسئله را تبیین کرده و حتی همین سخنرانی اخیرشان به این قصه جواب داده‌اند.

گمان می‌کنم اگر ما دو مرتبه به عنوان یک سرباز بخواهیم حرف «استراتژیست‌من» را -یعنی کسانی که خطوط کلی راهبردی نظام را تعیین می‌کنندـ  تکرار کنیم یک مقداری خطاست. اگر ما می‌گوییم سربازیم، ما باید بگوییم که خط استراتژیکی که رهبر و اتاق فکر تبیین کرده، راجع بهش اینگونه می‌شود صحبت کرد. یعنی من از نقطه دیدگاه خودم قدری این رابسط می دهم و مثلا می‌توانم از اینجا شروع کنم که در ۳۳ سال گذشته مردم این مسیر را احساساتی انتخاب نکردند، مخ‌شان را تعطیل نکردند، بگویند رهبر هر چه گفت قبول اگر گفت بجنگید بجنگیم و نگفت نمی جنگیم.

مردم دقیقا می‌دانند که بایستی در این‌جا که در مقابل فرعونیت زمان است بایستی بایستند و این جنگ از آدم تا خاتم بشریت ادامه دارد. این را همه پذیرفتند، یعنی حداقل کسانی که با امام بیعت کردند، پذیرفتند، یک چیز احساساتی هم نیست.

آدامس‌فروش: آقای قاسمی مگر نمی دانید که مذاکرات آقای جلیلی با خانم اشتون جواب نگرفت؟

اما سوال خوبی کردید. اینکه کی و کجاها یک دفعه این دیگ گرم می‌شود. در طول این ۳۳ سال ما با جماعتی مبارزه داریم که آنها می‌گویند آقا بکشید پایین کرکره را، می‌خواهیم صلح کنیم، دنیا یک دهکده بزرگی است و تعامل می‌خواهیم داشته باشیم با همدیگر. حرف قدیمی است، زمان هاشمی یک مدل بوده، زمان خاتمی هم یک مدل اتفاق افتاده، زمان احمدی‌نژاد هم عناصری وابسته به همان تفکر همین را می‌گویند، بعضی مواقع هم جناب آقای رئیس جمهور در اثر اشتباه موضع‌گیری‌هایی که در تبیینش اعلام کرده، تنور این قصه داغ می‌شود.

اما در چه شرایطی معمولا این تنورها داغ می‌شود، این جای سوال است. در مقاطعی که پیچش تاریخی اتفاق می افتد، نقاط عطف، فشارها هم باید زیاد بشود و این‌ها بایستی هم ضربه‌ای به مردم بزنند که در اینجا مردم متوجه بشوند که ایستادگی تاوان دارد، برای ایستادگی باید فشار تحمل کنید، وضعیت عادی و روندی که برای زندگیتان برنامه ریزی کرده بودید، برای حقوقت، برای اینکه کی ماشین بخری، کی خانه بخری و … ، این‌ها باید بهم بریزد و مستقیما هم باید با یک موضوعی ربط داشته باشد تا مشخص شود برای چه دارد این اتفاق می‌افتد.

ببینید در این قصه الآن جالب اینست، هیچ کس تبلیغ نمی‌کند که در جامعه جهانی انگلیسی‌ها بدبخت‌تر شدند، آرژانتین بدبخت‌تر شده، اسپانیا، فرانسه بدبخت شد بخاطر اینکه در این فضای بد اقتصادی کارخانه‌ها خوابید، اما در اینجا هیچ کس دم از این حرف‌ها نمی‌زند و می‌گویند ما با جامعه جهانی تعامل پیدا کنیم وضع‌مان خوب می شود.

این را چنان القا می‌کنند که آدامس فروش دم محل من هم می‌فهمد، وقتی بهش می‌گویم که آدامس اوربیت چند؟ می‌گوید ۱۲۰۰ تومان، تا می‌گویم آقا چه خبر است مگر؟ می‌گوید آقای قاسمی مگر نمی دانید که مذاکرات آقای جلیلی با خانم اشتون جواب نگرفت؟ می‌پرسم خب چه می‌شود حالا؟ می‌گوید خب معلوم است فردا چه اتفاقی در بازار ‌می‌افتد. گفتم خب تو حالا وایستا فردا بشود، می‌گوید نه از همین الان معلوم است که آدامس اوربیت ۱۲۰۰ تومان می‌شود و ماهم این را می‌فروشیم.

یعنی برای او هم اعتقاد درست کرده‌اند که خودش را باید با خانم اشتون و آقای جلیلی بالانس کند. البته این یک حسنی است در جامعه ما، اما از یک طرف هم الحمدلله همه دیگر صاحب تز شده‌اند و این رفتارها رخ می‌دهد. این قصه‌ها در این پیچش‌ها باید اتفاق بیفتد.

حالا این زمان مهم که گفتم چیست؟ در دانشگاه علم و صنعت گفتم ۸ ماه دیگر، ۹ ماه دیگر است که از حالا باز هم ایران خانم دوباره باردار شد! تا ۹ ماه دیگر باید درد ایران خانم را تحمل کنیم تا این بچه خلف یا ناخلف به دنیا بیاید! به هر حال درد زایمان است باید تحمل کنیم.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه چهارم بهمن 1391 ] [ 19:11 ] [ مردم ] [ ]

سیداحمد خاتمی در خطبه‌های نماز جمعه تهران:

گزنده است که بگویند سران فتنه، سران فتنه نبودند/معتقد نیستیم هرکسی به خیابان آمد معاند بود

امام جمعه موقت تهران نسبت به «تطهیر سران فتنه» هشدار داد و گفت:‌ اگر بیم این را نداشتم که تطهیر فتنه‌گران و تخفیف جرم آنها به یک جریان تبدیل شود، این مساله را مطرح نمی‌کردم اما احساس خطر کردم که مردم در این جریان بدهکار شوند.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، حجت‌الاسلام والمسلمین سیداحمد خاتمی در خطبه‌های نماز جمعه این هفته تهران، فتنه 88 را از جمله توطئه‌های دشمنان از بیرون کشور خواند و افزود: این توطئه در داخل اجرا شد و بعد از آن حماسه 9 دی اتفاق افتاد ما در یکی - دو هفته گذشته به تحلیل‌هایی برخوردیم که احساس کردیم اگر وارد نشویم شما نمازگزاران و مردمی که حماسه 9 دی را آفریدید بدهکار شوید و سران فتنه طلبکار شوند.

وی افزود:‌ این خیلی گزنده است که هنوز سه سال از حماسه 9 دی نگذشته است - که مردم در آنجا افتخار آفریدند و انقلاب را در گردنه‌ای سخت نجات دادند - کسی بگوید آن‌ها سران فتنه نبودند. البته اظهارنظر در کشور آزاد است و قرار نیست بگوییم همه باید مثل ما فکر کنند، بلکه افراد باید حرفشان را بزنند.

خاتمی ادامه داد:‌ چه بسا شخصیتی حرفی بزند که ما حرفش را قبول نداشته باشیم ولی بزرگی‌اش را قبول داریم و چه بسا واکنش ما برای این باشد که بزرگی‌اش محفوظ بماند. اما این که کسی بگوید سران فتنه افراد نجیب، شریف، مومن و متدینی بودند حرف بسیار نادرستی است.

مطالب مرتبط: استقبال روزنامه های اصلاح طلب از سخنان پیر موتلفه+ عکس

تقابل سایت هاشمی با سخنان رهبری ؛ «انتخابات آزاد» یا «آزارِ انتخابات»؟

متن کامل سخنرانی در ادامه مطلب


برچسب‌ها: روحانیت متعهد
ادامه مطلب
[ شنبه سی ام دی 1391 ] [ 10:3 ] [ مردم ] [ ]
پس از پایان وقت ملاقات، شاه به وزیر دربار گفت: «این سید مثل یک افسر که با سرباز صحبت می‌کند با من صحبت کرد و اصلاً انگار نه انگار شاهی وجود دارد. این چه کسی بود که فرستاده بودی اینجا؟»

تریبون مستضعفین- رادیو در خبر سحرگاهی ۲۷ دی ماه۱۳۳۴ اعلام کرد «رهبر فداییان اسلام سیدمجتبی نواب صفوی اعدام شد.» در سالگرد شهادت او مروری کوتاه به ابعاد زندگی این پیشاهنگ جهاد و شهادت می‌کنیم.

شهید نواب صفوی

سخنرانی استاد حسن رحیم پور: نواب صفوی: میعاد عمل و نظر

 لینک دانلود

مروری بر زندگی و مبارزات رهبر فداییان اسلام

سرانجام در تاریخ ۱۳۳۴/۱۰/۲۵ نواب صفوی، سیدمحمد واحدی ، خلیل طهماسبی و مظفر علی ذوالقدر به اعدام محکوم شدند تلاش همسر نواب در نجات جان ایشان به جایی نرسید حتی حضرت امام خمینی (ره) به دیدار آیت‌الله بروجردی رفت تا اقدام نماید ولی در سحرگاه ۱۳۳۴/۱۰/۲۷ نواب صفوی به همراه یارانش با چشمانی باز و در حالی که اذان می‌گفت تیرباران شد.

ماجرای ملاقات نواب صفوی با محمد رضا پهلوی

پس از پایان وقت ملاقات ، شاه به وزیر دربار گفت: «این سید مثل یک افسر که با سرباز صحبت می‌کند با من صحبت کرد و اصلاً انگار نه انگار شاهی وجود دارد. این چه کسی بود که فرستاده بودی اینجا؟»

نواب، فدایی اسلام در اوج اسلام ستیزی رژیم پهلوی

فداییان اسلام یکی از جریان‌های اسلامگرای زمان خود بود که بر اجرای قوانین اسلام در کشور و پایبندی حکومت به اصول اسلامی تاکید و اصرار می‌کرد و به نوبه خود در آن عصر تنها جریانی محسوب می‌شود که برای اجرای قوانین شرع مقدس اسلام برنامه و ایدئولوژی داشت.

در سال ۱۳۲۴، گروه فداییان اسلام با صدور اعلامیه‏‌اى و با شعار «الاسلام یعلو و لایعلى علیه» موجودیت‏ خود را اعلام‏ کرد. این گروه در سال ۱۳۲۹، کتابى با عنوان «راهنماى حقایق» را منتشر کرد که اولین طرح‏نامه «حکومت اسلامى» و به مثابه اساسنامه حکومت آینده ‏اسلامى‏شان شمرده مى‏شد.

نواب از یک دانشجو «یاسرعرفات» ساخت

گفتم آمده ام درس طلبگی بخوانم. غیضی کرد و گفت خواهر و مادران شما را به تاراج می برند آن وقت تو آمده ای درس ضرب ضربا بخوانی. چنان این جمله را با تحکم گفت که مرا منقلب کرد. بعد از این دیدار مرا پلیس امنیت مصر شش ماه زندانی کرد تا ببیند من با اخوان المسلمین یا نواب چه ارتباطی دارم ولی وقتی آزاد شدم به جای مدرسه اسلحه در دست گرفتم و شدم یاسر عرفات

نواب۵

دغدغه‌های نواب درباره تفرقه شیعه و سنی

«…‌متأسفانه گویا هنوز آن زمان فرا نرسیده که مسلمانان حقایق را درک کنند و جناح‌بندى شیعه و سنى را کنار بگذارند و همگى به کتاب خداوند چنگ بزنند. بدون تردید قرآن مى‌تواند آنها را متحد سازد تا جبهه نیرومند و یکپارچه، در برابر دشمنان در کمین نشسته‌شان، تشکیل دهند…»

گفتاری از رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره شهید نواب صفوی

یکى از چیزهایى که در تاریخ معاصر ما متأسفانه به کلى به دست فراموشى سپرده شده همین است که تأثیر جریان نواب و حضور نواب را در روى کار آمدن حکومت ملى دکتر مصدق ندیده گرفته. این را بدانید که اگر مرحوم نواب بود و تلاشهاى آنها نبود و ارعابى که آنها در محیط جو هیأت حاکمه بوجود آورده بودند یعنى دستگاه سلطنت، نبود ممکن نبود که به آن شکل بتوانند حکومت را بدهند به مصدق، دکتر مصدق در اوایل کارش به طور آشکار متکى بود به گروه فدائیان اسلام و مرحوم کاشانى این را آشکارا هم مى‌کرد.

فدائیان اسلام؛ وحدت اسلامی، اخوان‌المسلمین و …

تلاش برای نزدیکی بین مسلمانان و از بین بردن مرزهای تفرقه برانگیز قومی و مذهبی میان مسلمانان و جوامع اسلامی از اصول راهبردی فدائیان اسلام بود. این سازمان خود را ملتزم می دانست که منافع مردم ایران را از منافع سایر ملل جهان اسلام جدا نداند.
نواب صفوی در مصاحبه با خبرنگار پاکستانی روی چهاراصل تکیه نمود: ۱- اسلام نظام کامل برای زندگی است. ۲- قومیت گرایی در اسلام نیست و اتحاد شیعه و سنی باید حفظ شود. ۳- تضادی بین اسلام و وطن خواهی نیست.۴- اتحاد جهان اسلام با اجرای قوانین اسلامی ممکن بوده و تنها در این شرایط است که مشکلات مسلمانان حل می شود.

نواب۸

روایت امیرخانی از سید مجتبی در «من او»

کریم نگاهی کرد و شر بازی‌اش گل کرد. آخر ما که فکر نمی‌کردیم سید مجتبا هم‌چه تشکیلاتی به هم زده باشد. کریم جواب داد با که کار دارم؟ خوب معلوم است با مجی جون! جوان‌ها برآشفتند: «با آقا سید مجتبا نواب صفوی؟! درست صحبت کنید آقا! حالا چه کارشان دارید؟» کریم از رو نرفته بود. «سر سه قاپ دو دست به هم باخته بود. قضیه مال خیلی سال پیشه. اون سالی که پیرزن آبله‌رو شوهر کرد. آمده‌ام شتیلش را بگیرم.»

 

وصیت نامه شهید سید مجتبی نواب صفوی

به‌راه او خواستم که دنیا را در برابر حقائق اسلام تسلیم نموده اسلام و مسلمین جهان را از چنگال جهل و شهوت و ظلم نجات داده احکام منور اسلام را اجراء نموده حیات نوینی با نشر اشعه معارف اسلام در پیکر مردگان بشر امروز به یاری او ببخشم و حقیقت حیات انسانیت را جلوه گر سازم و اگر هزار سال هم در این منوال پرچم فداکاری راه خدا و محمد و آل محمد را به یاری ذات اقدسش بدوش ناتوان خویش می‌کشیدم عاقبت مرگ بوده، باید همه اینها مقدمه تحصیل رضای خدا می‌بوده باشد تا برای قلب شفا و نوری و برای آخرت، سرافرازی و سودی داشته باشد و الا هیچ و خدا از اینها همه بی‌نیاز بوده و می باشد.
ماجرای نبش قبر شهید نواب صفوی
فرزند آیت‌الله‌ مرعشی نجفی می‌گوید: مرحوم نواب صفوی را ابتدا در مسگرآباد دفن کردند، ولی عده‌ای آمدند و از ابوی برای نبش قبر و انتقال ایشان به قم کسب تکلیف کردند. مرحوم والد هم اجازه دادند و مجدداً بر او نماز میت خواندند.

گزارش تصویری از مقبره شهید سید مجتبی نواب صفوی

مقبره شهید نواب صفوی

[ پنجشنبه بیست و هشتم دی 1391 ] [ 12:16 ] [ مردم ] [ ]
نامه 65 فعال و كانون فرهنگي مشهد مقدس به رئيس دستگاه قضاء/
نگرانی از عوض شدن جای متهم و شاکی/ کم‏توجهی به مطالبه مردم در ۹ دی عامل تلاش برخی برای تطهیر سران فتنه/ منتظر محاکمه عادلانه مهدی هاشمی هستیم

 ۶۵ مجموعه فرهنگی و فعالان فرهنگی مساجد مشهد مقدس با انتشار نامه سرگشاده‌ای خطاب به رئیس قوه قضائیه مواردی را پیرامون پرونده مهدی هاشمی و روند رسیدگی به آن در دستگاه قضا متذکر شدند. 

به گزارش رجانیوز، فعالان فرهنگی مشهد مقدس در نامه سرگشاده خود با اشاره به مطالبه مردم در ۹ دی برای محاکمه و برخورد با مسببین و عاملین اصلی فتنه ۸۸، بلند شدن برخی صدا‌ها در هفته‌های اخیر با رویکرد تطهیر سران فتنه را نتیجه کم توجهی به این مطالبه مردم و رهبر معظم انقلاب برشمردند. 

این نامه در ادامه با اشاره به خسارت‌های بزرگ اتهام تقلب برای فضای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و سیاست خارجی کشور این سوال مهم را مطرح کرده است، که به راستی آیا قرار نیست مسببین طرح این دروغ و تهمت بزرگ به نظام به سزای اعمال خیانت‌بار خود برسند. 

در پایان این نامه نیز از قوه قضائیه خواسته شده است در برگزاری دادگاه مهدی هاشمی، این اتهامات بزرگ نیز در نظر گرفته شود و بر این اساس قضاوتی عادلانه و جامع و بدون تاثیر از فشارهای سیاسی خانواده وی انجام پذیرد.
در ادامه مطلب متن کامل نامه را ببینید:
مطالب مرتبط: احضار مدیرمسئول رجانیوز به دادگاه در پی‌شکایت «مهدی هاشمی»
  • دومین نطق نماینده تهران به مناسبت یوم الله 9 دی+صوت
  • جوابیه رسایی به بیانیه دادستان تهران: آیا انتشار سخنان حضرتعالی و دادستان کل کشور جرم است!
  • نطق افشاگرانه نماینده تهران درباره مهدی هاشمی

  • چند نکته درباره جوابیه هاشمی رفسنجانی و تکذیبیه سازمان بازرسیرفسنجانی + صوت

  • برچسب‌ها: نقد مسئولان
    ادامه مطلب
    [ چهارشنبه بیست و هفتم دی 1391 ] [ 19:36 ] [ مردم ] [ ]
    چند هفته قبل دکتر اسماعیلی نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی در نمازجمعه شهرستان کوار سخنانی مبنی بر وحدت بیان نمودند که توجه ایشان را به سخنانی از آیت الله مصباح یزدی جلب می کنیم:

    مشروح سخنان مهم علامه مصباح يزدي در ديدار با جمعيت ايثارگران/
    با حسن‎ظن هم نمي‏توان رفتار ساكتين فتنه راتوجيه‎كرد/ امروز هر ورشکسته‎اي برای فریب ما دم از وحدت می زند/ وحدت بدون حجت شيطاني است

    در ماه های منتهی به انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، رفت و آمد گروه ها و جریانات سیاسی به بیوت و دفاتر علما و مراجع رونق زیادی گرفته است. از دیدارهای خصوصی و نیمه خصوصی گرفته تا دیدارهای پرسرو صدا و همراه با رپرتاژهای خبری، در این میان نیز برخی گروه ها با اهدافی سازنده و خیرخواهانه با علما و مراجع دیدار می کنند.

    متن کامل سخنان در ادامه مطلب


    موضوعات مرتبط: متن
    برچسب‌ها: نقد مسئولان
    ادامه مطلب
    [ چهارشنبه بیست و هفتم دی 1391 ] [ 19:5 ] [ مردم ] [ ]

    حضرت آیت الله ایمانی اگرچه بارها به گردهمایی و عزاداری یک دست در مناسبات ویژه در سومین حرم اهل بیت شاهچراغ تاکید داشته اند که این خواسته ی به جا و حقی است اما دلایل غفلت از این مهم نیاز به نظرات کارشناسی، بویژه نظرات متخصیص در امور فرهنگی از جمله حجت الاسلام انجوی نژاد دارد اما یاد آور می شویم که علاوه براینکه جمع آوری مردم از سه شهرستان حومه شیراز با تهیه وسایل حمل و نقل و پذیرایی که جای تشکر از استاندار و فرمانداران دارد یک اقدام انفجاری است و با ضرب این کارها امور فرهنگی و خلاء های فرهنگی پر نمی شود بلکه قرص مسکنی بیش نیست اما نکته مهم تر این است که چرا استاندار محترم فقط به این خواسته ی نماینده ولی فقیه لبیک می گویند که اقدامی بی خطر است و باعث صرف هزینه هنگفت از بیت المال نیز می شود در حالی که در همین زمان از مسئله کارتن خوابها غفلت می کنند ولی به منویات آیت الله ایمانی مبنی بر معظلات  مجتع های تجاری بنا بر سخنان دوستان زیر غفلت می کنند که می طلبد روحانیت و مردم با مانورهایی از قبیل تجمع اربعین حسین راضی به وضع موجود نشوند و سقف مطالبات از مسئولین را بالاتر ببرند:   

    نامه سرگشاده به استاندار فارس

    الگوی شما در توسعه شهری واضح است: دوبی

     

    همچنین بخوانید در این باره:

    مطلب میلاد فریدنیا

     

    مطلب کریم جوکار

    مطلب سجاد علی
    پور

     

    شعر پیمان
    خسروی

     

    امین ایمنی

     

    سایت خبری شیرازنا

     

    سایت جنیش عدالت
    خواه دانشجویی کشور

     

    صحبت آقای انجوی
    نژاد در این مورد

    مطالب مرتبط:

    اینجا هرشب تا صبح عده ای از سرما می لرزند


    شهردار شیراز اظهارات رئیس کل دادگستری فارس را تکذیب کرد

     آیت الله ایمانی و مجتمع های تجاری

    به بهانه فرمان رهبری به دانشجویان در شش هشت هشتاد و یک

    موضوعات مرتبط: متن
    برچسب‌ها: نقد مسئولان
    [ دوشنبه بیست و پنجم دی 1391 ] [ 10:2 ] [ مردم ] [ ]

    - عروسی مسجدی!در سفر حج، در شهر مدینه، به مسجد شیعیان رفتم. نماز مغرب ام را خواندم. از مسجد بیرون آمدم و کمی قدم زدم. روی تابلو اعلانات چیزی توجهم را جلب کرد. جالب بود! خیلی جالب بود! در مسجد شیعیان مدینه فقط اعلامیه ترحیم را روی تابلو نمی زنند! با همان عربی نصف و نیمه ای که می دانستم کشف کردم که این اعلامیه، مربوط به عروسی دختر شیخ احمد و پسر شیخ علی است(مثلا!). همه را هم دعوت کرده بودند! هم خوشحال بودم هم ناراحت! خوشحال که "اینجا" مسجد شیعیان است! ناراحت از اینکه چرا در مسجد شیعیان ایران فقط "اعلامیه ترحیم" را به در و دیوار مسجد می زنند و در پس این تصویر، صدای قاری خوان های (بعضا) بد صدا در گوشم می پیچید!، همان صدایی که سه آیه سوره ی رحمن را با 6 غلط، و با سه تا مد متصل روی  هر کلمه می خواند!

    در مالزی هم مراسم عقد ازدواج در مسجد برگزار می شود. خانواده پرجمعیتی ار عروس و داماد می آیند یک گوشه صحن بزرگ مسجد دور عروس و داماد می نشینند. هدایای عروس و داماد-یا به قول ما اصفهانی ها، خونچه های عروس و داماد- را هم  در گوشه ای از مسجد ردیف می گذارند.  عاقد با بذله گویی و شوخ طبعی و بدون عجله مراسمی نسبتا طولانی را اجرا می کند.  داماد متن نسبتا بلندی را روبه عروس خانم می خواند. همه گوش می کنند. بعد از کلی شوخ طبعی که در جای جای گفتگو ها کل افراد را متبسم می کند، خطبه عقد جاری می شود. 
    از یادم نمی رود که روزی یک استاد قرآن می گفت: نظر یکی از دانشمندان عرب اهل سنت این است که: برگزاری مراسم ختم در مساجد وهن مسجد است! چراکه این کار تصویر مسجد را در ذهن بچه های مسلمان از کودکی خراب می کند و  با غم و ناله و مرگ و داغ عزیزان پیوند می دهد! ... یاد خیلی چیزها می افتم! یاد ایوان مسجد امام که دیگر با زندگی ما پیوندی ندارد، مسجدی که موزه شده است! نه! موزه هم نشده است! ... ارزانی توریستهایی که با آن یکی دو عکس یادگیری می گیرند! 
    .
    - اینجا بچه ها را می دزدند!
    شام سه شنبه، مسجد جمکران، نیم ساعتی قبل از نماز مغرب روی فرش های قرمز محوطه باز روبروی مسجد نشسته بودم. مناجات زیبا و آرامی پخش می شد. بچه ها می دویدند و روی فرش ها بازی می کردند! صدای خنده هایشان نمک صدای دعای روحانی ای بود که در چند قدمی من، دعا می خواند و آرام گریه می کرد. دوست داشتم بازهم اینطرف و آنطرف را نگاه کنم. هوا هم عالی بود. یکی از بچه ها از جلوی من دوید و  امتداد نگاهم را به پارچه سفیدی رساند، پارچه سفیدی که آقایان را از خانمها جدا می کرد. خانمی دستش را گذاشته بود روی پارچه و به اندازه یک سرو گردن آن را پایین کشیده بود. چادر نماز گلدار سفیدی که سرش بود، با رنگ سفید پارچه، ست شده بود. داشت به بچه اش، همان بچه ای که دید مرا تا به آنجا کشیده بود، غرولند می زد! فریاد می زد: "سعید نرو آنطرف!، اینجا همه دزد اند! بچه ها را می دزدند!" خنده ام گرفته بود! "اینجا همه دزدند!" چه راه خلاقی برای به دام انداختن "سعید" به ذهن "مادر سعید" رسیده است! ... "دست گلش" درد نکند!

    برچسب‌ها: سبک زندگی
    [ دوشنبه بیست و پنجم دی 1391 ] [ 9:17 ] [ مردم ] [ ]

    حضرت آیت الله جوادی آملی * - جای دروغ در رسانه نظام اسلامی نیست اگر ما با مردم درست بياييم آنچه هست بگوييم آنچه نيست نگوييم هرگز اين نظام آسيب نمي‌بيند وگرنه ما هم اگر بازي بكنيم خلاف بگوييم بخواهيم يك عدّه را بكوبيم, يك عدّه را بالا برده و يك عدّه را پايين بياوريم، نظام در معرض خطر قرار خواهد گرفت.

      هميشه توده مردم را خواص اداره مي‌كنند, خواص را اخص رهبري مي‌كنند؛ استوانه‌هاي مملكت, سرمايه‌هاي مملكت، اينها آسيب نبينند؛ اينها به آساني به دست نيامدند، اگر اين اصول رعايت شد جای هيچ نگراني نیست

      حضرت آیت الله جوادی آملی * - جای دروغ در رسانه نظام اسلامی نیست اگر ما با مردم درست بياييم آنچه هست بگوييم آنچه نيست نگوييم هرگز اين نظام آسيب نمي‌بيند وگرنه ما هم اگر بازي بكنيم خلاف بگوييم بخواهيم يك عدّه را بكوبيم, يك عدّه را بالا برده و يك عدّه را پايين بياوريم، نظام در معرض خطر قرار خواهد گرفت.

      اسلام سه قلمرو دارد: يك قلمرو محلّي و ملّي، يك قلمرو منطقه‌اي و يك قلمرو بين‌المللي; قلمرو ملّي و محلّي‌اش حوزه اسلامي است بخش دوم بخش منطقه‌اي است كه با موحّدان عالَم يعني با كليمي‌ها، يهودي‌ها، زرتشتي‌ها و صابئين بايد ديدار داشته باشيم بخش سوم كه نداريم و به فكرش هم نبوديم آن بخش بين‌المللي است.

      وقتي كه انسان با دیگری زندگي مي‌كند بايد فرهنگ, زبان, زمان و خصوصيت آنها را بداند و تعامل متقابل داشته باشد یعنی نه زير سلطه برود نه داعي داشته باشد آنها را زير سلطه ببرد و ما اگر ندانيم در جهان چه مي‌گذرد و بخواهيم در يك گوشه زندگي كنيم اين انزواي نامقبول است.

      مطلب مهم آن است كه ما چه كار كنيم كه اگر حرف ما را نپذيرفتند لااقل ما زير سلطه كسي نرويم و اين راه دارد؛خداوند عالم آفرین فرمود من مصالح ساختماني كه در خلقت نظام كيهاني به كار بردم اين حق است يعني من با حقيقت عالَم را ساختم. يعني اين ساختار با حقيقت سامان پذيرفت, زمين با حقيقت ساخته شد, آسمان با حقيقت ساخته شد, جامعه انساني با حقيقت ساخته شد اگر ما بيراهه نرويم راه ديگران را هم نبنديم در رسانه‌هايمان دروغ به مردم نگوييم, با حق زنده‌ايم و هرگز شكست نمي‌خوريم.

      مزاج عالَم حقيقت است باطل را نمي‌پذيرد اگر ما با مردم درست بياييم آنچه هست بگوييم آنچه نيست نگوييم و نخواهيم خودمان را نشان بدهيم هرگز اين نظام آسيب نمي‌بيند وگرنه ما هم اگر بازي بكنيم خلاف بگوييم بخواهيم يك عدّه را بكوبيم, يك عدّه را بالا برده و يك عدّه را پايين بياوريم، نظام در معرض خطر قرار خواهد گرفت.

      بنابراين چون نظام, حق است ما اگر برابر حق سخن بگوييم و عمل بكنيم هيچ ترديد نداريم كه پيروزيم و شكست نمي‌خوريم براي اينكه با حق كار كرديم نه بازي داديم نه بازي خورديم ـ ان‌شاءالله ـ اگر اين كار بشود جای هيچ نگراني نيست.

      هميشه توده مردم را خواص اداره مي‌كنند, خواص را اخص رهبري مي‌كنند؛ استوانه‌هاي مملكت, سرمايه‌هاي مملكت، اينها آسيب نبينند؛ اينها به آساني به دست نيامدند، اگر اين اصول رعايت شد جای هيچ نگراني نیست.

      اگر ما ـ خداي ناكرده ـ ذرّه‌اي از راه حق جدا بشويم ما هم مثل ديگران مي‌شويم وقتي مانند ديگران شديم بر اساس ﴿قَدْ أَفْلَحَ الْيَوْمَ مَنِ اسْتَعْلَي﴾ هر كس اسلحه بيشتري داشت پيروز مي‌شود نه هر كه حق با اوست و ما بر اساس اينكه حق با ماست داريم زندگي مي‌كنيم و اگر ـ ان‌شاءالله ـ اين راه را ادامه بدهيم پیروز خواهیم بود.

      منبع : بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء

      مطلب مرتبط: سخنرانی حجت الاسلام انجوی درباره حوادث کوار

      تازه های کتاب- مفاتیح الحیات: : کتاب ارزشمند مفاتیح الحیات از آثار حضرت آیت الله جوادی آملی که درآن بیش از 6 هزار روایت بهره گرفته شده است.
      مفاتيح الحيات، كتابي است كه ثواب ها و عِقاب هاي مربوط به كليه امور رفتاري انسان در زندگي دنيوي را يادآور مي شود و با تكيه بر اصول اخلاقي راهنمايي بر نحوه چگونگي رفتار انسان با هم نوعان خود و همچنين طبيعت خواهد بود.
      لازم به ذکر است این کتاب در پنج بخش به ترتیب زیر تدوین گردیده است:
      بخش يکم: تعامل انسان با خود
      بخش دوم: تعامل انسان با هم نوعان
      بخش سوم: تعامل انسان با نظام اسلامی
      بخش چهارم: تعامل انسان با حيوان
      بخش پنجم: تعامل انسان با خلقت زيست محيطی

      با توجه به استقبال بی نظیر مخاطبین گرامی از کتاب گرانقدر مفاتیح الحیات ِ حضرت آیت الله جوادی آملی به اطلاع می رساند علاقمندان جهت تهیه این کتاب ارزشمند در تهران می توانند با شماره های 02166413539- 02166966910 و در شهرستانها با شماره 02517765356 تماس حاصل فرمایند.


      برچسب‌ها: مراجع, سبک زندگی
      [ یکشنبه بیست و چهارم دی 1391 ] [ 11:23 ] [ مردم ] [ ]
      یکی از جریان‌هایی که در سال‌های اخیر نقش بسزایی در سیاست‌های منطقه‌ای ایفا کرده و هر روز بر دامنه گسترش نفوذ آن در منطقه افزوده می‌شود، جریان "سلفی" است. نظر به انحراف‌های گسترده اندیشه سلفیان در جهان اسلام ، در گزارش زیر به معرفی این جریان انحرافی و سیر تحول و اندیشه‌های آن پرداختیم.

      در ادامه مطلب مطالبی با عناوین زیر خواهید دید:

      رشد جریان تکفیری در عربستان سعودی

      شيخ عبدالعزيز بن عبدالله آل الشيخ - مفتي وهابی عربستان سعودي

      نفوذ جریان سلفی‌ به کشورهای منطقه

      تکفیری‌ها در عراق

      اسامه بن لادن، رهبر القاعده و از برجسته‌ترین چهره‌های جریان سلفی 

      پدیده سلفی‌گری، رقیب انقلاب‌های عربی

      تخریب بقیع توسط وهابی‌های سعودی در عربستان

      ملک عبد العزیز، بنیانگذار پادشاهی وهابی در عربستان
      شیخ احمد الاسیر، رهبر سلفی‌ها در طرابلس لبنان


      ادامه مطلب
      [ یکشنبه بیست و چهارم دی 1391 ] [ 10:47 ] [ مردم ] [ ]

      با بیان این‌که «جامعه مدرسین نهادی است که مردم به آن اعتماد دارند»، گفت: اعتمادی که مردم به جامعه مدرسین دارند از یک جهت بواسطه حضور شخصیت‌های برجسته حوزوی است که این افراد هم مورد اعتماد مردم و هم از چهره‌های شناخته شده حوزه علمیه هستند.

      وی جهت دیگر اعتماد مردم به جامعه مدرسین را فعالیت‌های خالصانه آن عنوان کرد و افزود: فعالیت‌هایی که جامعه مدرسین در طول سال‌های قبل و پس از انقلاب اسلامی داشته است خالصانه بوده و افرادی که در جامعه مدرسین حضور داشتند مشکلات فراوانی را در طی انقلاب تحمل کرده‌اند.


      وی افزود: جامعه مدرسین به واسطه خدماتی که به مردم ارائه کرده همواره جنبه فراجناحی داشته است و همین امر موجب جلب اعتماد مردم شده است که این روش و اصول باید ادامه یابد.

      این استاد حوزه علمیه قم تاکید کرد: افرادی که در جامعه مدرسین حضور دارند باید فراجناحی عمل کنند تا ارتباط جامعه مدرسین با مردم همچنان برقرار باشد.

      وی با بیان این‌که «جامعه مدرسین پایگاهی برای انقلاب، نظام اسلامی و حوزه علمیه است» اظهار کرد: هرچقدر در زمینه تقویت جامعه مدرسین حوزه علمیه کار شود این امر به منزله اندوخته‌ای برای انقلاب و نظام اسلامی خواهد بود.

      وی تاکید کرد: جامعه مدرسین باید در زمینه‌های مختلف از جمله مسائل مربوط به حوزه‌های علمیه و روحانیت و نیز عرصه های اجتماعی، فرهنگی کشورحضور فعال تری داشته باشند.

      این مرجع تقلید با اشاره به تبلیغات دشمنان علیه معارف اسلامی و تبلیغ عرفان‌های کاذب و فرقه‌های نوظهور تصریح کرد: جامعه مدرسین باید در این عرصه نیز سهم خود را ایفا و به مسوولیت معلمی و مدرسی خود عمل کند.

      وی اظهار کرد: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم باید درمسائلی همانند آسیب‌هایی که جامعه روحانیت را تهدید می‌کند نیز وارد شود.

      وی خاطرنشان کرد: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم باید به انسجام درونی خود تاکید داشته و وحدت خود را حفظ و تقویت کند.

      مکارم شیرازی افزود: یکی از فعالیت‌هایی که جامعه مدرسین می‌تواند داشته باشد، چاپ نشریه است که به واسطه آن می‌تواند حضوری فعال‌تر در عرصه‌های مختلف اجتماع داشته و در آن به شبهاتی که از سوی دشمنان مطرح می‌شود پاسخ دهد و موضع‌گیری‌های جامعه مدرسین نیز در آن منتشر شود.

      در ابتدای این دیدار نیز آیت‌الله سیدهاشم حسینی بوشهری، معاون جامعه و روحانیت جامعه مدرسین و مدیر حوزه‌های علیمه کشور در سخنانی اظهار کرد: برگزاری همایش نیم قرن حضور جامعه مدرسین در عرصه‌های فرهنگی، علمی و سیاسی در هیئت رییسه مطرح و در جلسه رسمی جامعه مدرسین به تصویب رسید.

      وی با اشاره به زمان برگزاری همایش نیم قرن حضور اظهار کرد: همایش نیم قرن حضور جامعه مدرسین، روزهای 25 و 26 بهمن ماه سال جاری در شهر مقدس قم برگزار می‌شود.

      منبع: خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)

      مطلب مرتبط:


      موضوعات مرتبط: متن
      برچسب‌ها: مراجع
      [ دوشنبه هجدهم دی 1391 ] [ 14:57 ] [ مردم ] [ ]
      بیداری دراویش و نگرانی سران فرقه!+سند
      به گزارش بولتن نیوز به نقل از موسسه راهبردی دیده بان، دراویش نعمت الهی گنابادی که مدتهاست از وضعیت کنونی درون فرقه ناراضی و دلسرد میباشند، علت این نارضایتی ها و دلسردی ها را چنین بیان میکنند:

      - عدم پاسخگویی بزرگان فرقه (اقطاب، شیوخ و ماذونین) به نیازهای معنوی و عرفانی افرادی که در پی رشد و کمال انسانی می باشند.
      - ایجاد شکاف در مسیر تصوف اصیل (تصوف قبل از قرن دهم) و فاصله گرفتن از آموزه ها و مبانی اصیل در دین مبین اسلام.
      - تبدیل شدن این فرقه به یک محفل سیاسی و خشونت گرا، که این امر باعث سلب آرامش و امنیت افراد درون فرقه گردیده است. و همانطور که اتفاقات اخیری که در شهرستان کوار دیده شد، دراویش و مردم بی گناه خونشان پیش قراول سیاست کثیف سران فرقه قرار گرفت.
      - ابزار قرار گرفتن افراد درون فرقه و استفاده تبلیغاتی سران فرقه جهت پیشبرد اهدافشان و رفع بحران آسیب دیده ی تشکیلات در هم شکسته ی فرقه.
      - موروثی گشتن جایگاه قطبیت در خاندان تابنده (بیچاره) که این امر برخلاف قوانین و مبانی تصوف اصیل و قدیمی هست، همانطور که استاد زرین کوب در آثارش ذکر نموده، موضوع موروثی گشتن جایگاه قطبیت در مغایرت با مفاهیم تصوف است.
      - ایجاد شکاف در مسیر تصوف اصیل و فاصله گرفتن از آموزه های درست، و گام برداشتن به سوی سلیقه ای نمودن مبانی اسلامی و عرفانی با تاویلات نابجا و بعضا مغرضانه از قرآن و روایات اهل بیت عصمت و طهارت(ع) و ایجاد بدعت های مختلف با توجیح های ناعادلانه.
      - ایجاد اختلاف و نزاع بر سر کرسی قطبیت بین شیوخ و اقطاب، که این امر موجب گشته تا مدیریت و کنترل این فرقه از دستان قطب فرقه خارج گشته که در پی این بی لیاقتی ها، افرادی همچون خواجه بابا گراشی دست به چنین جنایت بزرگ بشری می زنند که در هیچ جایی از تاریخ تصوف اصیل از اینگونه رخ دادها دیده نشده است. تجاوز بی رحمانه به چند تن از دختران فرقه، که تنها جریمه ی آن (توسط نورعلی تابنده) برکناری از منصب شیخیت و ماذونیت بوده است.

      سران این فرقه که با بیداری و آگاهی اندیشه ی دراویش مواجه گشته اند، سعی دارند تا با بیانیه های مختلف و درج پیام هایی گوناگون در صفحات فیس بوک خود این بیداری را سرپوش بگذارند و وضعیت بحران دیده ی تشکیلات فرقه را که روز به روز روبه تضعیف و ورشکستگی است آرام و به دور از التهاب نشان دهند.

      سند نفاق:

      didehbancenter.com11 3

      didehbancenter.com11 1

      didehbancenter.com11

      didehbancenter.com11 2



      برچسب‌ها: دراویش گنابادی
      [ دوشنبه هجدهم دی 1391 ] [ 10:37 ] [ مردم ] [ ]

      دو هفته قبل نماز جمعه ی شیراز رنگ و بوی انقلاب مستضعفین را داشت ، مردم نماز گزار پس از حضور در نماز جمعه با نسلی مواجه شدند که به دور از سیاسی بازی ها و درگیری های حزبی، خط آرمان های امام خمینی (ره) و مطالبات رهبری را دنبال میکردند . نسلی که دغدغه ی دین و مردم را خواسته ی خود قرار داده بودند .

      جمعی از تشکل های دانشجویی که حدود یک ماه در پیچ و خم های اداری معضل بی خانمان ها و کارتن خواب ها را مورد مطالبه قرار داده بودند و با کم کاری مسئولین به نتیجه ای نرسیده بودند،دو هفته قبل با حضور در جمع نماز گزاران روز جمعه و تشکیل زنجیره انسانی، با نمایشگاه عکس تهیه شده از بازدیدشان از وضعیت کارتن خواب ها و در دست داشتن کارتن نوشته هایی از بیانات امام خمینی (ره) و امام خامنه ای (مدظله العالی) در مورد رسیدگی به وضعیت فقرا و مستضعفین و همچنین مطالبات خودشان ، سعی کردند صدای خود را بار دیگر به روشی دیگر و بلند تر و رسا تر از قبل به گوش مسئولین مربوط برسانند .

      در این نمایشگاه که با استقبال و حمایت مردم مواجه شد ، جعفر قادری نماینده ی مردم شیراز در مجلس شورای اسلامی نیز حضور پیدا کرد و شنوای درد و مطالبه ی دانشجویان که حالا به مطالبه ی عمومی مردم حاضر در نمایشگاه تبدیل شده بود، شدند .

      در حاشیه این نمایشگاه بیانیه ای توسط تشکل های دانشجویی دانشگاه های شیراز تهیه شده و در اختیار مردم قرار گرفت که متن آن و گزارش تصویری در ادامه مطلب به شرح زیر می باشد :


      ادامه مطلب
      [ دوشنبه هجدهم دی 1391 ] [ 9:53 ] [ مردم ] [ ]

      عزیزم! الان وقت نیست که این پرچم را که به اهتزاز درآورده بودید و دست شماست، طنابش را بدهید پایین و احساس کنید که خطر است و با گرفتن زمان، از آنها امتیاز بگیرید. استاد این حرف‌ها خود آنهایی هستند که این چیزها را به ما یاد داده‌اند. این راهکار نیست حاج محمودآقا! این راهکار سوخته‌ای است.

      سلام علیکم و رحمة الله. اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. السلام علیک یا روح‌الله، ایها العبد الصالح، المطیع لله و لرسوله، و السلام علیک لجمیع شهدائک، الذین بذلوا مهجهم دون الحسین علیه السلام، طبتم و طابت الارض التی فیها دفنتم، فیا لیتنی کنا معکم فافوز فوزا عظیما. مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا(1).

      دوستان! حقیقت این است که در بهشت زهرا صحبت کردن، دشوار است، آن هم اگر کرسی را به اشتباه از قبول بلندتر درست کرده باشند و تو ولو چند پله با شهدا فاصله گرفته باشی که «الَّذِينَ آمَنُواْ وَ هَاجَرُواْ وَ جَاهَدُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ»(2)، بالاترین‏اند نزد خدا، آنها که دعا داشتند، ادعا نداشتند، نیایش داشتند، نمایش نداشتند، حرف کم می‌زدند و خالصانه عمل می‌کردند. در جوار اینها صحبت کردن حقیقتاً دشوار است و در شرایطی که بحران‌های مختلف اجتماعی احساسات را متبلور می‌کنند، باز هم کار سخت‌تر می‌شود و در شرایطی که رسانه‌های خارجی دشمن هرگونه حرکات و سکناتت را قبل از این‌که دوستانت بشنوند، در تلویزیون و صوت غریبه می‌شنوی، انتقاد کردن از خودی‌ها بسیار سخت است و برای الکن زبانی مثل من هم کار سخت‌تر خواهد شد و در روزهایی که حتی در دانشگاه که مولایمان فرمود بایستی پایگاه و کرسی آزاداندیشی برگزار شود تا بچه‌هایمان بتوانند در روزهای سخت، راحت‌تر تحلیل کنند، جای پای نداری و ممنوع‌الصحبت می‌شوی، تنها راهی که داریم این است که به ملجاء و سنگر اولی‌مان یعنی خود شهدا پناه بیاوریم. از این بابت، اگر شرایط برای شما مهیا نیست، به دلیل این‌که دوستان میکروفونی را که برای مرده‌ها و اموات قرض گرفته‌اند برای این‌که نمی‌خواستند محفلشان وامدار نه شهردار باشد، نه شهرداری، نه بنیاد شهید، نه وامدار تشکیلات منتسب به حضرت امام که هر سه در ماه مبارک رمضان بر این اتفاق بودند که کسانی را دعوت کنید بیایند اینجا صحبت کنند که مثل ما شورشی نباشند و تنش ایجاد نکنند.

      آرامش برقرار باشد و لذا از این بابت اگر شرایط برای دوستان، خواهران و برادران آماده نیست، از تک‌تک شما عزیزان عذر می‌خواهم. خواهش می‌کنم همه دوستان به همه عرایضم توجه کنند، خاصه رسانه‌ها، اگرچه که ما صاحب رسانه آن‌چنانی‌ای نیستیم و حرف‌هایت معمولاً قلب و پاره‌پاره می‌شود و آن بخشی که به نفعشان است، همان را روی آنتن می‌برند، حداقل شما دوستان مطلب را خوب بگیرید و سایر دوستانی که با موبایل فیلمبرداری می‌کنند، خواهش می‌کنم به مطلب گوش بدهید و حواستان به فیلمبرداری نباشد، چون دوستان فیلم را می‌گیرند و در اختیارتان می‌گذارند، اگرچه برای شما که در طول این سه دهه پای کار بوده‌اید، حرف‌هایم زیره به کرمان بردن است.

      اما در این شرایط در هر صورت ناگزیریم از هر آنچه که حضرت آقا اسمش را روشنگری گذاشته‌اند، شاید برای بسیاری از دوستان ما این حرف‌ها تکراری باشند، اما به فرمایش‌های حضرت آقا هم که توجه می‌کنم می‌بینم بزرگان نظام و انقلاب را هم که جمع می‌کنند، چرا آقا دومرتبه دروس انقلاب را کلمه به کلمه و حرف به حرف تکراری برای اینها بازخوانی می‌کنند. یعنی چه؟ اینها که می‌دانند و خودشان در متن بوده‌اند. معلوم است که بایستی دائماً ذکر بگوییم و تکرار کنیم، مثل نماز خواندن، چون اگر این اتفاق نیفتد، بیماری نسیانی که هم من دچارش هستم و هم نسل چهارمی که امروز به میدان آمده و از این تاریخ خونین، مطالب مستند را درست به ارث نبرده و احساساتی و قلبی با ماست که می‌تواند در شرایط بحرانی اذیتش کند و پاهایش را بلغزاند، موظفیم که این جلسات را بیشتر بگذاریم و حرف‌هایمان را سینه به سینه انتقال بدهیم.

      بی‌شک وقوع انقلاب اسلامی به مثابه یک زلزله و آتشفشان در بیش از سه دهه گذشته تار و پود جهان را به هم ریخت و به ضرس قاطع عرض می‌کنیم که کلیه تحولات در داخل و خارج بعد از وقوع انقلاب اسلامی متأثر از حرکت بزرگ شماست. در اینجا مجال برای باز کردن این مقوله نیست، چون مسائل مهم‌تری داریم و محور صحبت، چند مسئله اساسی‌تر است.

      اما این‌که بر سر قبور شهدایی قرار گرفته‌اید که معمولاً به دروغ این لفظ را برای خفیف کردن آنها به کار می‌برند که اینها شهدای جنگ ایران و عراق هستند، جمله‌ای به دروغ که از آن منزجرم و اگر در تمام مابقی عمرم بتوانم بجنگم برای این‌که این لفظ دروغ را که برای خفیف کردن نبرد همه جانبه شما و شهدایتان ـ‌تأکید می‌کنم چون در بعضی جاها عمداً و گاهی سهواً این اتفاق می‌افتدـ اگر بتوانم این لفظ جنگ ایران و عراق را به کلمه‌ای مشابه این ـ‌که هنوز برایش فکری نکرده‌ام‌ـ جنگ جهانی سوم تبدیل کنم تا عظمت و هیبت خودتان را درک کنید، در جای خودش جای بحث دارد. کیست که نداند طی این مدت مدیدی که بر ما گذشت و خاصه 8 ماه فتنه که به مراتب از 8 سال نبردی که اتفاق افتاد، سهمگین‏تر و سخت‌تر و کمرشکن‌تر بود و مدلی بود که تجربه نکرده بودیم و فقط در روایات و داستان‌ها از سه نبرد داخلی قاسطین، ناکثین و مارقین علی‌بن ابیطالب(ع) پیوسته شنیده بودیم، اما آن را هم تجربه کردیم و بسیار سخت بود.

      در شرایطی که می‌رفت ما شهد پیروزی در انتخابات گذشته را بچشیم، همه شاهد بودیم که واقعه‌ای اتفاق افتاد که عرض و آبروی نظام را سعی کردند ببرند و بر این باور بودند که کار را یکسره کنند و موضوع ریاست جمهوری و تقلب در انتخابات هم فقط یک حربه بود، والا همه کسانی که شکست‌خورده‌های انقلاب، ساواکی‌ها، رضاشاهی‌ها، محمدرضاشاهی‌ها، منافقین، سروشی‌ها و گوگوشی‌ها و... همگی با همدیگر جماعت‌های منتسب به خودمان، از علما و فضلا گرفته تا سردارهای بی‌خاصیت و بی‌بصیرت آمدند که ما را بشکنند، اما «يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ»(3). یک بار برای چندمین بار مدل جدیدی از نبرد را در فتنه 88 با تمام پوست و خونمان درک کردیم که حاصل آن دو باره شد نگهداشتن نظام به پای خون بچه‌ها و خون جگر خوردن شما که چقدر قشنگ گفت آقا سید مرتضی آوینی «رحمة الله علیه» برای این روزها که جماعت! اگرچه خون دادن برای خمینی و نظامش بسیار زیباست، لکن در این دوره خون دل خوردن برای خامنه‌ای به مراتب از آن هم زیباتر است. [صلوات حضار]. احتمالاً چنین قصه‌هایی را برای چنین روزهایی می‌گفت و می‌دید.

      آدم‌هایی که بصیرت دارند و آینده را می‌بینند دقیقاً این روزها را می‌دیدند که ما دچار فتنه‌ای خواهیم شد که خیلی سخت از آن بیرون می‌آییم.

      صحبت ما چند محور دارد و خواهش می‌کنم دقیقاً توجه کنید. برایم سخت است، چون باید خودسانسوری کنم که دشمن استفاده نکند و هم می‌خواهم سانسور نکنم که بعدها متهم نشویم که چرا شما که علمدار بودید ـ‌که خاک بر سر من‌ـ اگر علمدار بودم به مثابه آن چیز که مولا گفت: «و لا یحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر» که اگر بودند احمد متوسلیان‌ها و وزوایی‌ها کار امروز به اینجا نمی‌کشید، لکن به دست لنگ‌هایی چون من و شیرمردان و شیرزنانی چون شما افتاده که بنا داریم ان‌شاءالله این پرچم را سالم تحویل صاحب بدهیم. حال مرا درک کنید، بسیار سخت است.

      بخشی از روی صحبتم با ریاست محترم جمهور ماست که عزیزم! حرف‌های ناگفته با شما زیاد داریم. چندین نوبت هم وقت خواستیم، ولی می‌دانیم شما خیلی گرفتارید، اما به‌شدت از اتفاقاتی که پیش آمده است و احتمالاً اتفاقاتی که پیش خواهند آمد، رنجیده خاطریم و هم نمی‌دانیم چه جوری نگوییم و هم نمی‌دانیم چگونه بگوییم که دشمن سوءاستفاده نکند. گفت: «آشنایان ره عشق گَرَم خون بخورند/ ناکسم گر به شکایت سوی بیگانه روم».

      اما امروز اگر نگوییم، در این فرصت‌های باقیمانده از دولت جنابعالی، دوباره کار به یک جاهایی می‌رسد که اگر دیر اقدام کنیم، بایستی مثل دیروز دو باره بچه‌هایم را جمع کنم و بروم کف خیابان و بحران جمع کنم و بایستی چاره کار را در این شرایط که تقریباً هر روز دارند با ما بازی جدیدی می‌کنند و تقریباً بعد از عید شروع کرده‌اند به نظر می‌رسد تا انتخابات جدید که 8، 9 ماه مانده و می‌خواهد مولود جدیدی بیاید که خدا به خیر بگذراند، کلیدش از همین یکی دو هفته پیش و بلکه قبل‌تر زده شد و عرض هم کردیم که هنوز که هنوز است تحلیل این قصه برای ما باورکردنی نیست که چه جوری اینها می‌خورند تنگ دل همدیگر که جاسبی می‌شود مسئول اسلامی کردن کل دانشگاه‌ها؟! که باید اسلام کرد: «و لاسلام سلام علیکم و رحمة الله و الفاتحه» و بعد یکمرتبه بعد از سه سال و خرده‌ای فتنه‌گرها می‌آیند.

      قبلاً اعلام می‌کردند در سلول برایشان جا نیست و یکمرتبه جا باز می‌شود، بعد یکدفعه دوستان ما باید تاوان آن را پس بدهند و اتفاقاتی دارد می‌افتد و بعد هم داستان دلارهای پوسیده کاغذی بدون پشتوانه در کف خیابان و ایجاد این تلاطم و تشنج در روحیه و اعصاب جامعه و بعد هم صحبت‌های نسنجیده یکی پس از دیگری مسئولین و انداختن به گردن همدیگر و همان داستان قدیمی توطئه انگلیسی تفرقه بینداز، زخمی کن و اینها را به جان هم بینداز و حکومت کن که اگر این موها را در آسیاب سفید نکرده باشیم، حداقل در این سه دهه خیلی از این دروس را پاس کرده‌ایم.

      اما برادر عزیز! ما باید با شما خیلی محترمانه و کنترل شده این صحبت را بکنیم و آن این‌که این مدل جدیدی را که الان شروع کرده‌اید و یا با شما شروع کرده‌اند و این حرکت شما، رفلکس حرکت آنهاست و خاصه ارائه مواضع سیاسی‌ای که در خارج و در سفر اخیر شما اتفاق افتاد و حرف‌های دوپهلویی که زده شد و پالس‌ها و چراغ‌ سبزهایی که به آن طرف داده شد، حقیقتاً ما را اذیت کرد. باید گفت شما خودتان هم مستحضرید که Time is over، وقت تمام شده است برای این‌که بخواهید مواضع را برگردانید و حرف‌ها را عوض کنید. این ملت و این مردم اگر پای این کار آمدند و از دو مدل قبلی منزجر بودند، نه به خاطر قیافه‌تان بود و نه به خاطر هیکل شما، بلکه به خاطر مدلی بود که شما از فرمایش‌های آقاروح‌الله فتوکپی گرفتی و این پرچم را بالا بردی و همه کسانی که می‌دیدند آن دو مسیر خلاف مسیری است که برایش کشته داده بودند، زیر این پرچم آمدند.

      اگر می‌خواستند نوکری امریکا را بکنند و روابط امریکا را دو باره برقرار سازند که اصلاً انقلاب نمی‌کردند و شما هم می‌دانید که این آمار رأی‌ها بیش از هر چیز رأی دادن به ارزش‌های عدالت‌ـ‌محور بود که برگ برنده شما هم بود. اگر کس دیگری هم در آن مقطع می‌آمد و مثل شما شناخته شده بود و همان شعارها را می‌داد، می‌توانست خیل عظیمی از این رأی‌ها را جمع کند و لذا الان دیگر وقت نیست که اگر یک وقت شعارهای هولوکاست و شعارهایی را دادید که از متن و کف این خون‌ها بیرون آمده است، خدای نکرده بنا به دلایلی که برایشان توجیه هم دارید، برگردید، دیگر وقت تمام است. توجیهات شما هم این است که مثلاً فشارها را روی ما کم کنید. دست شما درد نکند عزیزم! دیگر وقت نیست که در این فاصله خدمتی باقیمانده بخواهید خدای ناکرده فتیله این فشارها را پایین بکشی.

      مردم هم آن‌قدر احساساتی نبودند که هر وقت شما یا بخشی از مسئولین، فتیله را بالا بدهند، بریزند کف خیابان و هر وقت شما فتیله را کشیدید پایین، خودشان را با شما بالانس کنند. خیر از این خبرها نیست. این مطالبات را همان موقعی که خاتمی و هاشمی و حسن روحانی بالا و پایین می‌کردند، مردم روی همان مواضع بودند و هر وقت هم که می‌بینند کسانی حرف آنها را می‌زنند، محکم‌تر پای کار می‌ایستند. از همین پدر شهید احمدی روشن بپرسید که مصطفای او در همان زمان چه خون دل‌هایی خورد آیا در آن مقطع کوتاه آمد؟ با روی کار آمدن شما، فعالیت‌های او ده برابر شد. این ویژگی شماست و ما به این زمینه‌ای که شما فراهم کردید افتخار می‌کنیم.

      اما عزیزم! الان وقت نیست که این پرچم را که به اهتزاز درآورده بودید و دست شماست، طنابش را بدهید پایین و احساس کنید که خطر است و با گرفتن زمان، از آنها امتیاز بگیرید. استاد این حرف‌ها خود آنهایی هستند که این چیزها را به ما یاد داده‌اند. این راهکار نیست حاج محمودآقا! این راهکار سوخته‌ای است. روزی در گرماگرم جنگ رفتند و بدون هماهنگی، آقای مک‌فارلین را برداشتند و آوردند تا بتوانیم زمان بگیریم و کار را ببندیم و آن‌قدر هم در این تفکر، داغ بودند که به قول عزیزم، حسین بهزاد گفت آن‌قدر داغ بودند که در نماز جمعه، مَدّ ضالّین را و مک فارلین کشیدند! اما نشد و امام نگذاشت. این جماعت فرزند قطعنامه‌ای هستند.

      گرچه آقای هاشمی همین چند روز پیش فرمودند تلخی این زهر، آن‌قدرها هم که جلوه می‌دهند نبود و نیست. حلاوت‌هایی هم داشت. ما که بالاخره نفهمیدیم حلاوت‌هایش کجا بود؟ وقتی که نوار حاج عیسی ـ‌خادم آقاروح‌الله‌ـ را گوش می‌دهی که گفت بعد از قصه قطعنامه وارد اتاق شدم، اما ناخودآگاه مرا در بغل گرفت و یک ساعت گریه کرد و گفت: «حاج عیسی! شهدا به مقامی که می‌خواستند رسیدند، جانبازان را هم خدا اجرشان را می‌دهد، اسرا هم برمی‌گردند، من چه کار کنم؟» و تلخی و زهر این قصه آن‌قدر بود که چند ماه بعد وقتی کارش تمام شد، هر جایی را که دکتر چاقو می‌زد، پوسیده بود. این قصه دروغ نبود.

      می‌دانست که روزی شما می‌آیید و این را مبنا قرار می‌دهید که شما از امام که بالاتر نیستید. با همه عِدّه و عُدّه‌ای که داشت، صلح کرد. شما بزرگ‌ترید از امام؟ و دیدید که آن نامه هم به آقا نوشته شد که آقا! این‌قدر در مقابل امریکا شعار نده. وقتی نمی‌توانیم بایستیم، کرکره را می‌کشیم پایین. شما هم جام زهر را بنوش، موجب امتنان ملت خواهد شد که از میان شما، یک شیرمرد حاج بخشی بلند شد و با ماشین بلند شد رفت دم در مجلس و گفت: «نامردها! اگر این نامه را پس نگیرید، خودم یک تنه مجلس را به توپ می‌بندم» که آن روزها به او خندیدید و گفتید: «شعبان بی‌مخ است و ده سال او را ممنوع‌التصویر کردید». یادتان که نرفته؟

      اما عزیزم! امروز بایستی شما بدانید که دقیقاً مثل همان روزهاست. به این روزها که دقت می‌کنم می‌بینم پالس‌هایی که می‌فرستند، دقیقاً حال و هوای همان روزهاست. صبح که سر کار می‌آیی، یکی پیامک می‌زند که حاجی خبر داری؟ فاو را گرفتند! فردا می‌آیی سر کار، مسلم‌بن عقیل را گرفتند و... یادم نمی‌رود. وقت گذاشتیم و از جبهه سراسیمه رفتیم پیش آقای هاشمی رفسنجانی. برخی از آن دوستان دو سه نفری که رفتیم، یکی حاج کاظم رستگار «رحمة الله علیه» و عزیز دیگری که هنوز زنده است و وقتش شد، اسم می‌برم.

      آقای هاشمی! نمی‌شد این جوری خط را نگه داشت. نمی‌شود که بچه بسیجی‌ها خط را بگیرند، به آقایان تحویل بدهند، بعد هر روز یک جای خط، تلنگش در برود و بریزند و بگیرند. باید کاری کرد. چه کار کنیم؟ گفتیم این‌که خط را می‌گیرد و تحویل می‌دهد، باید گرفت و گذاشت سینه دیوار. جواب چه بود؟ گفتند: «مگر فکر کردید امام مثل صدام است که اعدام صحرایی کنیم؟ این کارها را نمی‌توانیم بکنیم». آقا! یک جایی باید در خط قاطعیت نشان بدهیم، وگرنه همه این فتوحاتی را در ظرف این 8 سال گرفته‌ایم، می‌ریزند و می‌گیرند.

      بازی، بازی، بازی، بازی تا این‌که سید اولاد پیغمبر(ص) را خسته کردید. نگاه کرد و دید فرمانده نظامی‌اش برای این‌که این جنگ به نتیجه برسد، مطالباتی دارد که تا 5، 6 سال دیگر اتفاق نمی‌افتد و نظام جمهوری اسلامی تا همین الان هم به خواسته‌های ایشان نرسیده! نگاه کرد به دولتمردانش و دید تلنگ همه‌شان در رفته است! دارند استعفا می‌دهند و پای کار نیستند. به شما سیاسیون هم نگاه کرد و دید پای کار نیستید. دید هی باید این بچه‌ها را بیاورد وسط کار. دید دو سه تا عملیات دیگر که خرجشان کند، تمام می‌شوند، گفت پذیرفتم تا این جانباز شیمیایی امروز با این کپسول وسط شما بنشیند، شاید گواهی باشد برای شما.

      اما این روزها دومرتبه داریم حال و هوای این قصه را استشمام می‌کنیم. قبل از عید مسئول عزیزی از رؤسای بانک‌ها، یک بچه حزب‌اللهی که وقتش شد، اسمش را می‌گویم، گفت: «حاجی! خبر داری؟» آمده‌اند و به من می‌گویند کانتینر دلار می‌خری؟ خوب گوش بدهید. گفتم: «کانتینر دلار چه صیغه‌ای است؟» گفت: «کانتینر ندیدی؟ داخلش پر از باکس‌های دلار بدون پشتوانه، مفت و ارزان است». گفتم: «یعنی چه؟» گفت: «بخر، حالش را ببر». گفت: «حتی اسم آدم‌های دست‌اندرکار هم معلوم است».

      از قبل از عید منِ سعید قاسمی هیچ کاره در این نظام می‌فهمیدم از عید با یک فتنه جدید روبرو هستیم. یعنی وقتی کانتینر دلارهای کثیف کف جامعه ریخته شود، خودش اعلام جنگ است. هی منتظر بودم که تا از چند هفته قبل استارت آن زده شد. قبل از آن هم نظام با این قد و قواره را با مرغ بردند زیر سئوال! با مرغ! این‌که اشتباه چه کسی بود، آقای احمدی‌نژاد کانتینر شما به حسب روایتی آمد پهلو بگیرد و کنجاله و دان مرغ و این حرف‌ها را بدهد، گفتند برو حالا وقتش نیست. بعد هم حرف وزیر بازرگانی‌تان را قبول کنیم که گفت در ماه رمضان همیشه 20 هزار تن مرغ توزیع می‌کردیم، این بار 200 هزار تن بود، اما عواملی باعث شد به دست مصرف‌کننده نرسد! یواش بگوییم که دشمن نفهمد، چون مسخره‌مان می‌کنند که اینها قضیه مرغ را نمی‌توانند جمع کنند و آن وقت ادعای Change در جاهای دیگر را دارند.

      اما جماعت! دو سه تا اتفاق با هم افتاد که بایستی شما را بشکنند. اولاً داستان انقلاب اسلامی و حرکت بزرگی که کردید، پیوسته شعارهای سنگینی دادید و دارید می‌دهید و می‌خواهید با یک سیستم جهانی‌ای مچ بیندازید که بیش از 200 سال است دارد نظام عالم را اداره می‌کند. می‌خواهید بگویید مظلومین! محرومین! مستضعفین! پشت سر ما بیایید. ما اینها را شکستیم. بایستند شما را نگاه کنند؟ یک ماه پیش جامعه جهانی را کشاندید و آوردید و 140 کشور را آوردید، رئیس سازمانشان را هم آوردید و کنار دست آقا نشاندید و آقا محترمانه تندترین حرف‌هایی را به او زد که نتانیاهو برگشت و به او گفت: «تو جگر نداشتی رهبر ایران این حرف‌ها را به تو زد مجلس را ترک کنی؟» و بعد مطرح کردید که آهای! 140 کشور پشت سر ما بیایید و به تعبیر حضرت روح‌الله می‌شد.

      خب! تاوان ندارد؟ همین حرف بود که زدید؟ توفیقات زیادی داشت. دست شما درد نکند آقای احمدی‌نژاد، بلکه دست رهبر با آن پیام لیزری که داد که هنوز که هنوز است آن یارو که از مالزی یا اندونزی آمده بود، گفت: «من استاد اقتصاد هستم و فرمایش‌های شما در باره اقتصاد مقاومتی، بیست بود و من باید برگردم و روی آن کار کنم». این مدلی که شما حرف زدید تاوان ندارد؟ تاوان دارد. بازی با دلارهای کثیف بدون پشتوانه یکی از کوچک‌ترین مدل‌های جنگی است که می‌شود برای شما اجرا کرد و تا قبل از انتخابات آتی که قرار است کمر ما را بشکنند، هر روز طی این 9 ماه باید درد زایمان بگیریم تا فرزند خلف یا ناخلف انتخابات بعدی بیرون بیاید و بعد دومرتبه همه شمایی که حرف‌های سنگین می‌زنید و می‌خواهید وصیت‌نامه این شهدا را اجرا کنید، باید تاوانش را پس بدهید. دلار 3000 و 4000 تومانی کمترین بازی با شماست.

      اما عزیزم! آقای احمدی‌نژاد! اگر این نظام قرار است اقتصاد مقاومتی حضرت آقا را پیش ببرد، با این مدلی که شما در پیش گرفتی نمی‌شود. من هنوز ناراحت هستم که کارشناسان شما یا خودتان یا از زبان شما رفته‌اند و به آقا گفته‌اند که حضرت آقا! ما در شِعب هستیم، کرکره را بکشید پایین و حضرت آقا خندید و گفت: «این چه تحلیل غلطی است؟ ما در شعب نیستیم. ما در بدر و خیبر هستیم». بدر و خیبر یعنی این‌که نقطه عملیات را شما تعیین می‌کنید و می‌زنید. شعب یعنی در محاصره کامل هستیم. تحلیل چیست؟ می‌خواهید مثل بعضی چیزهایی که اینجا جایش نیست بگویم و با آقا کَل انداختید و هنوز ما ناراحتیم و این زمان بگذار تا وقت دگر، این بار هم؟ همه سئوالاتی را که در مجلس یا خبرنگارها از شما پرسیدند و از دادن جواب طفره رفتید، فعلاً حزب‌الله همه را در قلب و سینه‌اش نگه می‌دارد، اما سر این قصه هم بخواهید با آقا کَل بیندازید و بخواهید ثابت کنید که آقا! ما در شِعب هستیم و تحریم‌ها جواب می‌دهند و بعد در مدل و رفتارتان تأثیر بگذارد و بخواهید جامعه را به هم بریزید، این موها در آسیاب سفید نشده‌اند.

      آقای احمدی‌نژاد! با این شکل نمی‌شود خط نگه داشت، این خط سوراخ است. خطی که یک روز از مرغ وارد شوند، یک روز از در میله‌ گرد، یک روز از در پروفیل، یک روز با پارچه، یک روز با دلار و... این خط سوراخ است. مثل زمان جنگ است و هر روز می‌زنند یک جا را می‌گیرند. ما این درس‌ها را پاس کردیم و حتی اگر قطعنامه بیاورید و امضا کنید که ما دیگر برای مقاومت مشروع نمی‌جنگیم، اسلحه‌ها زمین، سازمان ملل بیایید رسیدگی کنید، چه کسی متجاوز بوده، غرامت بدهد. مثل موهای سپید احمدی روشن، رزمنده سابق تو شهادت بده که قطعنامه را امضا کردیم چه شد؟ سه روز بعد دو باره آمدند. پسرم! تا کجا آمدند؟ تا جایی که در طول 8 سال جنگ نتوانسته بودند بیایند.

      آمدند روی جاده آسفالته اهواز و خرمشهر و دومرتبه 40 کیلومتر جاده دستشان افتاد. دومرتبه مهران، دومرتبه دهلران، دومرتبه اسلام‌آباد، قصر شیرین، سر پل ذهابی که نتوانسته بودند بگیرند، کرند، اسلام‌آباد و تنگه چهار زبر. همین‌که فهمیدند قطعنامه امضا کردید، تحلیل کردند که اینها دیگر میل و رغبت به دفاع ندارند. آقا! امضا کردیم، باشد، قبول است، نمی‌جنگیم. ما که نجنگیده بودیم، دفاع کرده بودیم. دو باره چه شد که با تمام قوا آمد و زد؟

      آی خدا نیاید روزی که بخواهم خاطرات روزها و لحظه‌های عقب‌نشینی را برای این جماعت بگویم، چون اگر پنج سال جنگیدم تا پترس فداکار را از کتاب‌های درسی بچه‌هایمان بردارم و به‌جایش دریاقلی آبادانی را بگذارم، باید پنجاه سال بجنگم تا عباس دوران و بهنام محمودی را به‌جای این خاطرات فشل بگذارم. در شرایطی که همه مسئولین هم حزب‌اللهی‌اند! 6، 7 سال طول کشید تا پترس فداکار دروغین را برداریم که آن را هم خدا پدرش را بیامرزد یک هلندی را که پرسید: «کی می‌خواهید این داستان را که از اساس دروغ است، از کتاب‌های درسی‌تان دربیاورید؟» تا بخواهم داستان صادق هدایت را از کتاب‌ها دربیاورم، هفت کفن پوسانده‌ام.

      اما دوستان! آقای برادر عزیز و محترم! کوچک‌ترین پالسی در خصوص این‌که یک قدم از مواضعی که اگر با ما بازی کرده بودی، دستت بی‌بلا، این بازی را تا آخر ادامه بده و اگر اعتقادات قلبی‌ات بود که ان‌شاءالله بود. آقاجان! نوکر همه شما و یاسین و دعا هم هستیم، ولی صدای آن را چند دقیقه‌ای پایین بیاورید که این هم آخرین سخنرانی ماست در اینجا و بعدش باید قبرستان دیگری پیدا کنیم. حرف‌ها سنگین است. در چنین شرایطی، عزیزم! آقای احمدی‌نژاد! که توقع داشتیم. هر نظام دیگری بود می‌آمد و از مردم معذرت‌خواهی می‌کرد که مردم! من نمی‌خواستم این اتفاق بیفتد، ولی افتاد. دست‌های کثیف زیادی می‌خواهند ما را خراب کنند، مردم را توجیه کنید، اما نه این‌که بیایی بگویی آقا! نمی‌خواهید، دو خط بنویسید، ما می‌رویم. کجا می‌روی؟ شما که پریروز گفتی ما کجا برویم؟ بعدش هم هستیم. این پارادوکس است. بعد کجا بروید؟ در هیچ دوره‌ای به اندازه این دوره خون دل خورده نشد تا این وضعیت اتفاق بیفتد. هیچ دوره‌ای مثل این دوره نشد که به گفته دوست و دشمن، آقا خودش را تمام خرج کند.

      امروز همه این را می‌گویند. از آن سردار گیج که چند روز پیش می‌گفت: «آقا خودش را خرج این کرد، حالا بیاید خودش هم دلار را جمع کند». همه خرج تو شدیم عزیزم! وقت برای عقب‌نشینی و پالس برای این‌که فشارها کم شود، نیست. اشتباه نکن. لحنت سرسوزنی تغییر کند، له‌مان می‌کنند. شش هفت ماه دیگر وقت داری. حرف ما این است که در این مدت بازی‌های بیخودی را ول کن. ول کن ورزش را. ورزش را چرا دادی دست این هم لباسی‌ ما؟ از او بگیر. با دلارهای یامفت، قراردادهای بیخود، بازیکن‌های مزخرف بی‌سواد. هی قراردادهای میلیاردی مزخرف بیخود، یکی در تراکتورسازی، یکی در پرسپولیس، یکی در... می‌خواهند ما را به اعتلا برسانند. غلط کردید؟ نمی‌خواهیم. پس این حرف‌های رهبر چیست که اقتصاد مقاومتی و گلوی کار را باید سفت بگیرید؟ با این شکل نمی‌شود چرخاند.

      آقا! باور کن که اغلب وزارتخانه‌هایت دولت در سایه هستند، وزیر اصلاً وقت نمی‌کند به زیرمجموعه‌اش سر بزند و با آسانسور خصوصی بالا و پایین می‌رود. عناصر و آدم‌ها از زمان هاشمی و خاتمی چیده شده‌اند. وزیر ارشاد 5 تا آدم را نمی‌تواند عوض کند. وزرای دیگر، وزیر نفت و صنایعت هم همین‌طور. له‌مان می‌کنند. ول کن کارهای اضافی و ورزش و این بازی‌ها را. اگر همه چیز به قول شما Routine است، لازم نبود که دیروز اعلام کمیته ویژه اقتصادی کنی تا در این بحران تصمیم‌های عاجلانه بگیرند. اگر فکر می‌کنی که باز ما باید با بچه بسیجی‌ها بیاییم کف خیابان‌ و کار را جمع کنیم و شما بنشینی آن طرف و تحلیل کنیم، در غیبت 11 روزه رسیدی به این‌که این اتفاق نمی‌افتد. پشه‌ای از خانه‌اش بیرون نیامد.

      نظام حول محور ولایت می‌چرخد و بس [صلوات حضار]. در این خصوص مطالب زیادی هست که در این وقت کم نمی‌توانیم بگوییم و باید در آینده بگوییم. فقط این را می‌گوییم که عزیزم! شرایط کنونی شرایطی نیست که بخواهی بازی کنی و دارند با تو بازی می‌کنند و امروز تو را به جان رئیس قوه قضائیه و بقیه می‌اندازند تا در این وسط اتفاقاتی بیفتد. همه را مکسی و جامعه را ملتهب کنند و فشارهای اقتصادی و شما هم فکر کنی که خدای نکرده از این قصه می‌توانی بهره‌ای ببری تا به همه ثابت شود که من هم برای خودم مدل خاصی هستم. این قصه را سر جنبش‌های عدالت‌خواهانه بیرون داشتیم که نظرات شما با فرمایش‌های آقا فرق داشت و هنوز هم روی مدل فکری خودتان پافشاری می‌کنید. به این کارها کاری نداریم. حالا لطمه‌ای نمی‌خورد. در جنبش‌های بیرون دارد اتفاقاتی می‌افتد که البته اگر در همان قصه هم شما باور می‌کردید که ما در پیچ بزرگ تاریخی قرار داریم، تحلیل‌های اشتباهتان، همان تحلیل‌های وارداتی اشتباه که به شما القا می‌شود و نمی‌دانم دور و بر شما چه اتفاقاتی دارد می‌افتد، توفیقات بیشتری می‌داشتید، اما الان وقت این هم نیست، Time is over، وقت تمام شده است.

      بهترین راه برای این‌که ما دست شما را هم ببوسیم، توصیه‌مان این است که عزیزم! بیایی و مثل همان روزی که رأی آوردی و دست و کتف آقا را بوسیدی، دومرتبه برای این‌که در جامعه و در اذهان خارجی‌ها نشان ندهی که دوگانگی وجود دارد، شکاف و انشقاق وجود دارد، سوراخ را ببند! برو زیر پای آقا بنشین و بگو آقاجان! نوکرتیم. در این چند ماه هر چه شما بفرمایید. بالواقع هر چه شما فرمودید. در این خصوص صحبت‌های دیگری هست که الان وقتمان نمی‌رسد. می‌خواستم جلوی در خانه سعید تاجیک محفلی بگذارم، گفتند دیوانه‌بازی است و ممکن بود برداشت بدی شود و جایش شد اینجا.

      نکته‌ای در خصوص عزیزم آقا آقاسعید تاجیک که این نکته با ریاست محترم قوه قضائیه است که آقاجان! ما دست شما را می‌بوسیم، به خاطر عدالتی که برایش خون‌ها ریخته شده، دست شما را می‌بوسیم که این اقدام ولو دیرهنگام را انجام دادید، یعنی از یک طرف فتنه‌گری که نه فقط در سال 88، بلکه از 78 این جمل‌سوار یکه‌تاز با جرم‌هایی که باید در جای خودش بررسی شود که جرم‌های این دخترک چه بودند. از زمانی که در شهرداری دوچرخه‌سواری را در چیتگر راه انداخت، بعد آن روزنامه کذایی زن را راه انداخت و همه فمینیست‌ها و مسعود بهنود را جمع کرد و خواهر شهبانو فرح برای ایشان نامه می‌نوشتند و ایشان در صفحه اول روزنامه می‌زد و کثافتکاری‌ها، ترویج فساد و نهایتاً بسته شدن آن روزنامه تا فتنه در مجلس و توطئه‌گری و سال 78 کوی دانشگاه و بعد از آن در نهایت اجاره کردن دخترکان فیروزه‌ای در کف خیابان، همان‌طور که برادرش فتنه‌گرها و آشوبگرها را مثل دیروز روزی اجاره می‌کرد. اینها همه برایش نوشته شده است. دست شما درد نکند قوه محترم قضائیه.

      سعید تاجیک با 8 سال دفاع مقدس که همین چند وقت پیش و قبل از قصه فتنه از حضرت آقا هدیه‌ای گرفته بود و 8 ماه حضور در فتنه همراه با نیروهایش و سه بار مجروحیتش که هنوز عکس‌هایش در V.O.A هست و می‌گویند آقا! این است که برای شما افتخار محسوب نمی‌شود، برای ساکتین شما افتخار محسوب نمی‌شود، برای غائبین شما، برای همراهان شما در فتنه که امروز دومرتبه امنیت را برای شما آورده‌اند، نخواستیم به او مدال بدهید. یک اشتباهی کرد و آن این‌که در حرکتی رکب خورد، کنترل از دستش در رفت و آن اتفاق پیش آمد و بددهانی کرد به یک شخص حقیقی، با سابقه کثیفش که اگر من جای سعید بودم، کنترل از دستم درمی‌رفت و کاری بدتر از سعید می‌کردم و تاوانش را هم پس می‌دادم.

      رسماً دارم می‌گویم، اما دست شما درد نکند. سعید به خاطر این حرکتش که بعد هم نامه نوشت و گفت: «حضرت آقا! من قلب شما را به درد آوردم، ولی من نوکر شما هستم، من سرباز شما هستم، من غلط کردم که بداخلاقی کردم. من می‌دانم که انی بعثت لمکارم الاخلاق». رسول خدا(ص) جان عالمیان به فدایش برای این آمد که به ما اخلاق یاد بدهد. آقاجان! سعید تاجیک بددهانی کرد. آقا! بددهانی کردم، نوکر شما هستم. معذرت می‌خواهم. حکم برایش بریده شد، 8 ماه زندان، تعلیق از خدمات و گرفتن همه مسئولیت‌هایش و 60 ضربه شلاق. یک بار رفت و بار دوم همزمان شد با گرفتن فائزه و مهدی که اصلاً خوب نبود آقا! من بوی معامله از این قصه می‌شنوم.

      خب قبلش او را می‌گرفتید. او که لندن نبود. زندان هم برای سعید جا داشت، مثل فائزه که نبود که مثل آن پسرک آلاسکافروش آبادانی، شهرام جزایری، جکوزی بخواهد. یک پابرهنه‌ای مثل خودمان بود از کف جامعه. چرا گذاشتید این تقارن پیش بیاید؟ می‌خواهید بگویید شاخ حزب‌الله را می‌شکنید؟ باورمان این نیست.

      جان کلام! دست شما را می‌بوسیم. ما اصلاً عاشق این عدالت شما هستیم، ما نوکر شما هستیم. دست شما را می‌بوسیم که اگر کسی چنین بی‌احترامی‌ای کرد باید برایش چنین حکمی صادر کنید. ما می‌خواهیم شما همین را مبنا قرار بدهید برای همه فتنه‌گران دیگر. قبول است حزب‌الله؟ [صلوات حضار] آقا! ما این را مبنا قرار بدهیم برای همه کسانی که در طول این چند دهه، مختلسین بزرگ دلاری و اقتصادی و سرمایه‌داری کثیف هستند که هر روز با ما بازی تازه‌ای می‌کند، هر کسی که یک دانه سطل آشغال آتش زد، برایش حکم بدهید. هر کسی که آمد و شیطنت کرد. هر کسی که چند روز نگهش داشتید و آخرش هم معلوم نشد چه شد.

      در قیطریه اتاق فکر تشکیل دادند. بچه آیت‌الله و بچه سردار بودند. چرا این را با جرئت و جسارت نمی‌گویید. ما تشنه آن عدالتی هستیم که رهبرش به خاطر این‌که تحمل نکرد خلخال از پای زن یهودی بکشند، شب خوابش نبرد و گفت: «مرگ بر آن رهبر جایز است». ما تشنه آن عدالتیم. دست شما را می‌بوسیم آقا! هیچ مطالبه‌ای نداریم جز این‌که بگوییم حکم سعید را مبنا قرار بدهید. معنی ندارد که این طلبه سیرجانی که فقط به جرم امر به معروف و نهی از منکر شما بیش از سه هفته است در بروجرد در زندان است و هی به او بگویید که بیا امضا بده که دیگر نمی‌کنی.

      دیروز یا امروز یا فردا همین است/ فتنه همیشه این طرف‌ها در کمین است/ ما هر چه خوردیم از خودی بوده نه از غیر/ این مار سی سال است که در آستین است/ چون صخره باید بود و همچون موج سرکش/ سیل جواب این هجوم سهمگین است/ اینجا نه کوفه نه مدینه نه فلسطین/ این مملکت ملک امیرالمؤمنین است [تکبیر حضار] ما از شهادت هیچ پروایی نداریم/ هر کس حسینی زندگی کرده چنین است.

      آقاجان! دوستان! عزیزان! خواهران! برادران! دخترم و پسرم! می‌خواهند بار دیگر با بازی‌های مختلف، ما را بشکنند. رهبرمان و مولایمان فرمود از این گردونه نیز بحول قوه الهی، به صحت و عافیت عبور خواهیم کرد. اگر دوستان ما و دولتمداران و قضات محترم ما و مجلس ما کمی اختلاف را کنار بگذارند، پشت سر یکدیگر بایستند و وحدت را نشان دهند، می‌توانیم یک بار دیگر در گردنه‌های مرصاد، عقبه‌های دشمنی را که هم اکنون در ما نفوذ کرده و در بسیاری از نقاط، خطوط ما را شکسته است، بشکنیم. باور کنیم که این مدل بازی‌ای که با ما درآورده‌اند، بیشتر خواهد شد و فشارهای بیشتری را روی گروه‌های خود حس خواهیم کرد.

      بنا دارند یک بار دیگر با بازی‌های کثیف ما را بشکنند، لکن رمز همیشگی موفقیت ما بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم یا ایها الذین آمنوا اصبروا (انفرادی و تک‌تک صبر کنید) و صابروا (جمعی صبر کنید) و رابطوا (حزب‌الله! پشت سر همدیگر بایستید، نه این‌که یکی از شما علیه آن یکی). سوراخ را باز گیر آورده‌اند، این بار در هیئات. از قبل از این انتخابات دو باره در هیئات نفوذ کرده‌اند، چون دیدند که هیئات برای اهداف پلیدشان برد مؤثری دارند. کت و شلوارهای ریاست جمهوری جدید را هم دوخته‌اند، زودتر از موعد، هی خودشان را در تلویزیون و آئینه نگاه می‌کنند و هی می‌گویند اگر ما بودیم چه می‌شد!! اگر من امروز در کنفرانس بودم، اگر من صحبت می‌کردم، اگر مدل اقتصادی من... همه شما به برکت این خون‌ها حکومت می‌کنید که همین امروز وقتی تشییعشان می‌کنند، آی داود دشتی دعا می‌کنی که پلاک داشته باشد، بعد می‌بینی که پلاک ندارد و فقط استخوان است.چرا پلاک ندارد؟ من می‌دانم.

      برای این‌که در نقطه رهایی که داشتیم می‌رفتیم، پلاک را هم از گردنش درآورد و گفت: «پلاک برای چه؟ برای نام‌آوری؟ یعنی که من نام دارم؟ هر وقت قبر مادرمان پیدا شد، بگذار نام من هم مطرح شود». پلاک را هم از گردنش درآورد و سر تیرک آویزان کرد، اما پیراهنش و پشت نوشته لباس، این را نوشته است:

      «ما در ره عشق نقض پیمان نکنیم/ گر جان طلبد دریغ از جان نکنیم/ دنیا اگر از یزید لبریز شود/ ما پشت به سالار شهیدان نکنیم».


      موضوعات مرتبط: متن
      [ جمعه پانزدهم دی 1391 ] [ 21:22 ] [ مردم ] [ ]

      سخنگوی شورای نگهبان در واکنش به نامه سرگشاده علی مطهری که نوشته بود چون میرحسین موسوی و مهدی کروبی محاکمه نشده‌اند رد صلاحیت آنان قانونی نیست، گفته است شورای نگهبان در این باره به رای دادگاه نیاز ندارد.

      image

      سخنگوی شورای نگهبان در واکنش به نامه سرگشاده علی مطهری که نوشته بود چون میرحسین موسوی و مهدی کروبی محاکمه نشده‌اند رد صلاحیت آنان قانونی نیست، گفته است شورای نگهبان در این باره به رای دادگاه نیاز ندارد.

      عباس‌ علی کدخدایی در پاسخ به سوال خبرنگاران در این باره گفته است: «احراز صلاحیت بر عهده شورای نگهبان است و نیازمند رای دادگاه و محاکم قضایی نیست.»

      آقای کدخدایی گفته است اگر کسی محکومیت قضایی داشته باشد، مورد توجه قرار می‌گیرد و رد صلاحیت می‌شود ولی «این برداشت اشتباهی است که اگر از سوی محاکم قضایی رای صادر نشده، شورای نگهبان نمی‌تواند در مورد صلاحیت تصمیم بگیرد.» طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی، شورای نگهبان مرجع نهایی تائید صحت انتخابات در ایران است.
      آقای مطهری ۲۵ آذرماه در واکنش به این اظهارات احمد جنتی درباره منع حضور «فتنه‌گران» در انتخابات آینده ریاست جمهوری، در نامه‌ای سرگشاده نوشت که این اظهارات دبیر شورای نگهبان اگر درباره میرحسین موسوی و مهدی کروبی باشد، «وجاهت قانونی» ندارد.علی مطهری خطاب به احمد جنتی یادآوری کرد میرحسین موسوی و مهدی کروبی «در هیچ دادگاهی در ایران به طور علنی محاکمه نشده‌اند و از خود دفاع نکرده‌اند» و به همین خاطر نیز «مجوز قانونی برای رد صلاحیت آنان وجود ندارد».آقای مطهری در این نامه خود نوشت این سخنان آقای جنتی در مورد کسانی می‌تواند «وجاهت قانونی» داشته باشد که «جرم آنها در دادگاه صالح اثبات شده و حکم دادگاه موجب محرومیت آنها از حقوق اجتماعی است».او از دبیر شورای نگهبان خواست به جای صدور این‌گونه احکام شخصی، راه قانون را طی کند.
       
      مطالب مرتبط:

      موضوعات مرتبط: متن
      [ جمعه پانزدهم دی 1391 ] [ 0:31 ] [ مردم ] [ ]
      به نقل از وبلاگ طلبه جوان حسین نقویان :با سلام حاج آقای نقویان نسبت به مشکلات مملکت اعتراض دارد به همین علت هم در این جند وقت اخیر صحبت های انتقادی کرده اند. که البته در هیج کدام اسمی از ریاست جمهور نیاورده اند و از روند اداره مملکت انتقاد کرده اند و از این عزل و نصب های اخیر که به اعتقاد ایشان ضربه سنگینی به پیکره نظام خواهد زد.با اینگونه سیاست امیدوارم اول تمام متن زیر را بخوانید بعد نظر بدهید.

      حجت الاسلام ناصر نقویان در سخنرانی اخیر خود در دانشگاه تربیت مدرس، با انتقاد از برخی نابسامانی ها گفت: یکی از دوستان بنده برای اینکه پروژه‌ای را در وزارت نفت انجام دهد، مجبور شد به یکی از معاونین یا مدیران کل آن وزارتخانه، مبلغ یک میلیارد و دویست میلیون تومان رشوه بدهد و من وقتی کپی چک مربوط به آن رشوه را به آقای پورمحمدی، رئیس سازمان بازرسی کل کشور نشان داده و ایشان را در جریان آن موضوع قرار دادم، ایشان در جواب گفتند: ای بابا! اینجور چیزها که در مملکت بسیار است.

      به گزارش ملت آنلاین وی در ادامه با انتقاد شدید از این وضعیت اظهار داشت:جوانی که به دلیل ضعف مالی نمی‌تواند ازدواج کند برطبق سیره حکومتی امیر المؤمنینعلیه‌السلام حکومت موظف است تا او را به تزویج درآورد، آن وقت شما آن جوان بیچاره را که از بیکاری و فقر برای بقای خودش به زورگیری رو آورده را می‌گیرید و می‌چرخانید و مجازاتش می‌کنید امّا چشمتان را بر این خلاف‌های سنگین که عامل اصلی شکل‌گیری جرائم خرد در جامعه است می‌بندید.

      نقویان که در سلسله نشست های معرفتی با عنوان «رشدیافتگی» سخن می گفت، اظهار داشت: اگرچه ما در سی و چند سالی که از انقلابمان می‌گذرد بر روی مبانی اعتقادی شیعه در کتابها، رسانه‌ها، جلسات، روضه‌ها و ..... بسیار کار کرده‌ایم ولی در عمل نتوانسته‌ایم آن حق‌مداری را محقق کرده و به اجرا در آوریم و در این شاخص‌های انسانی نظیر ریشه‌کنی دروغ و وعده‌های بی‌اساس مردم و حاکمان در جامعه، برابری در مقابل قانون، توانایی مظلوم در گرفتن حق خود از ظالم، و ..... ترقّی معکوس داشته‌ایم.

      وی با قرائت شعر معروف نسیم شمال که «کور شوم، لال شوم، کر شوم/ لیک محال است که من خر شوم» مردم ایران را مردم بیداری دانست که حکومت، توان فریب دادن آنها را ندارد و مردم، ضعفها، اشتباهات و تقصیرات حکومت‌مردان را می‌دانند و تحلیل می‌کنند.

      ایشان افزود: عزل و نصب کارگزاران باید با دلیل و از روی حکمت باشد و نه از روی هوا و هوس، همانطور که امیرالمؤمنین علیعلیه‌السلام دلیل عزل‌هایش را در سخنانش فرموده است.آقایان هم اگر مردند دلایل عزل و نصب‌هایش را بیان کنند. چرا باید استاندار فلان استان به‌خاطر شرکت در سخنرانی انتقادآمیز من، معزول شود؟! چرا ما ظرف 6 سال، 4 وزیر آموزش و پرورش عوض کرده‌ایم!؟! در حالیکه در دامداری‌های کشورهای غربی، دوشندگان شیر گاوها را عوض نمی‌کنند تا مبادا گاوی که به بوی بدن آن شیردوش عادت کرده است، شیرش کم نشود. گاوها هم اصل «ثبات در مدیریت» را که یک اصل اولیه و بدیهی است می‌دانند امّا این آقایان آن را نمی‌دانند.
      چرا صدر اعظم آلمان شوهرش را از سوار شدن در هواپیمای دولتی منع می‌کند ولی این آدمها که شعار ساده‌زیستی می‌دادند با 120 نفر از دوستان و بستگانش به سفر نیویورک می‌روند.
      آیا ایشان فکر می‌کنند که با این مصاحبه‌های بدون خبرنگاری!! که با یک خبرنگار نابلد و با سؤالات از پیش مشخص‌شده انجام می‌دهند، می‌تواند مردم ما را گول بزنند؟ اگر مرد هستند با ده نفر کارشناس خبره در موضوعات مختلف اقتصادی، سیاسی و .... مناظره برگزار کنند. به قول معروف: «خود گویی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی!
      مطالب مرتبط:

      موضوعات مرتبط: متن
      برچسب‌ها: نقد مسئولان
      [ جمعه پانزدهم دی 1391 ] [ 0:24 ] [ مردم ] [ ]
      image
       
      آفتاب: مراسم تشییع پیکر آیت الله آقا مجتبی تهران با تلاوت آیاتی از قرآن کریم توسط قاری بین المللی ˈکریم منصوری ˈ آغاز شد.

      ایرنا نوشت: در این مراسم مسوولان نظام، شخصیت های سیاسی و فرهنگی، علما، اساتید و طلاب حوزه های علمیه، شاگردان و علاقه مندان به وی و هزاران نفر از مردم تهران حضور یافته اند.

      حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی روز گذشته با ارسال پیامی، وفات این عالم ربانی را ضایعه ای برای حوزه های علمیه،‌ روحانیت و جامعه مذهبی تهران و به ویژه ارادتمندان و شاگردان ایشان و جوانانی دانستند که از مجالس پر فیض و درس های سازنده این معلم اخلاق بهره می بردند.

      آیت الله ˈآقا مجتبی تهرانیˈ استاد اخلاق و مرجع تقلید که از اوایل ماه محرم به علت مشکلات جسمی جلسات عزای هر ساله خود را تعطیل کرده بود؛ بعد از مدتی بیماری بامداد دیروز- چهارشنبه- به ملکوت اعلی پیوست.

      آقامجتبی تهرانی متولد سال ۱۳۱۶ هجری شمسی در تهران، تحصیل در علوم دینی و حوزوی را از دوران کودکی آغاز کرد و با هدایت و ارشاد پدر بزرگوار خود، برای چهار سال به مشهد مقدس مهاجرت کرد.

      این استاد اخلاق، پس از گذراندن دوره سطح به قم مهاجرت کرد تا در حوزه نوپای آن زمان حضور یابد و سطوح عالی دروس حوزوی را نیز به اتمام برساند که در این روزگار، محضر علمی بزرگانی چون حضرت امام خمینی(ره) ، مرحوم آیت الله‏العظمی بروجردی، آیت الله العظمی گلپایگانی و مرحوم علامه طباطبایی را درک کرد.

      وی با نبوغ و پشتکار خود در جوانی به درجه اجتهاد رسید و مقبولیت علمی وی نزد حضرت امام خمینی(ره) به اندازه ای بود که حضرت امام به وی اجازه داد تا تقریرات درس بیع شان را جمع آوری کرده و به صورت یک اثر مستقل منتشر کند؛ در همین ایام، کتاب مکاسب محرمه حضرت امام و دو جلد رسائل اصولی ایشان را تنظیم و منتشر کردند.

      پس از درگذشت آیت الله العظمی بروجردی، حضرت امام خمینی(ره) آقا مجتبی تهرانی را مامور جمع آوری فتاوا و تنظیم اولین نسخه از رساله عملیه و مناسک حج خویش گردانید که در همان ایام به چاپ رسید و در دسترس مقلدان قرارگرفت.

      سه سال پس از تبعید امام خمینی (ره)، آقا مجتبی به نجف رفت ولی مدت زیادی طول نکشید که امام به ایشان امر کردند تا در تهران حضور داشته باشد و لذا در سال ۱۳۴۹ به ایران بازگشت.

      حضرت آیت الله آقامجتبی تهرانی از آن زمان تا پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به اقامه نماز جماعت در مسجد جامع بازار پرداخت و تدریس سطوح عالی خود را در مدارس علمیه تهران آغاز کرد و تربیت و هدایت مردم را به دست گرفت.

      این مرجع تقلید، پس از سال ها تدریس برای شاگردان و طلاب حوزه علمیه و نیز برگزاری جلسات عمومی اخلاق برای سالکان طریق معرفت، در بامداد روز چهارشنبه به لقاء الله پیوست.
       
      مطالب مرتبط:
       

      موضوعات مرتبط: متن
      برچسب‌ها: مراجع
      [ پنجشنبه چهاردهم دی 1391 ] [ 23:52 ] [ مردم ] [ ]

      متن سخنرانی | سومین سالگرد 9 دی | «بصیرت»

      یا لطیف
      در جلسه هفتگی شنبه 09 / 10 / 1391

      چند نکته راجع به امروز ( 9 دی‌ماه ) خدمتتون عرض میکنم و الحمدلله رب العالمین خیلی بهش می پردازند. ان‌شاءالله خداوند تبارک و تعالی این روزی رو که برای همه ما، روز شادی بود و روزی بود که احساس عزت و غرور حسینی کردیم و خوشحال شدیم نوکر کسی هستیم که می تواند بدون هیچ برنامه ای در کوچه و خیابان اینطوری مردم را بجوشاند.
      هنوزم که من و شما می نشینیم فکر می کنیم، به این نتیجه می رسیم که چه جوری شد که ملت آمدند؟! حداقل یک پیامکی قبلش می دادند، یک بیانه ای توی تلویزیون خوانده می شد، یک دفعه مردم بگویند برویم، برویم. بعد ببینند همه آمده اند!

      چند نکته راجع به قضیه 9 دی خدمتتان عرض کنم.
      مطلب اول بحث ارتباط تنگاتنگ بصیرت و توسل است. و این خیلی ضعف است که یک عده ای به بهانه بصیرت، زیرآب هیئت را می زنند. یعنی می گویند بصیرت یعنی بی خیال این چیزها. مشتتان رو بزنید توی دهن دشمن. بصیرت یعنی فقط مکتب‌های سیاسی جهان اسلام را بخوان! بصیرت یعنی صبح تا شب با اسلحه لب مرز بایست و بگو می خواهم بروم غزه و لبنان و نمی شود! چهار سال پشت مرز بایست، آخر هم نه اینجا رفتی و نه آنجا.

      من ندیدم کسی که فریاد عدالت و بصیرت بزند و ارتباطش رو با امام حسین (ع) قطع کند و بماند. نمی شود دیگر! از این طرف دیدم کسی که ظاهراً ارتباطش رو با امام حسین (ع) دارد، اما بصیرت ندارد. از این طرف هم هست !!!
      یعنی این که شما از امام حسین و هیئت و توسل فاصله بگیری، قطعاً بی بصیرت می شوی. ولی اینکه توی هیئت امام حسین (ع) باشی ، صد در صد با بصیرت نمی شوی! باید دنبالش بروی، مطالعه اش رو داشته باشی، اون هیئت و تشکیلات باید بصیرت لازم رو به تو بدهد. باید به اینجا برسی. ولی اونور داستان قدر متقین است. یعنی کسی که از تشکیلات، توسل و امام حسین (ع) فاصله بگیره که بگوید میخوام بصیرت داشته باشم. یعنی قدر متقین است که نمی تواند در جبهه انقلاب، بصیرت و جهاد کار بکند.
      بنده غیرمتوسلی به امام حسین (ع) رو ندیدم که بتواند خوب بجنگد ندیدم. اگر بوده چهار تا از بچه های دفاع مقدس بیایند بگویند این توسل به امام حسین (ع) نداشت، اما خوب می جنگید.
      یک جنگی هم الان داریم، اسمش جنگ نرم است . من توی جنگ سرد و سخت ندیدم، حتماً توی جنگ نرمش هم نمی شود دید.
      یعنی آنجا که همه مجبورند برای دفاع از دین بجنگند، نجنگی تو را می کشند، نمی توانی بروی توی خانه ات قایم بشوی، ندیدم کسی غیر امام حسینی بجنگد.

      دومین درس : از ملزومات همراهی با دشمن این است که دشمن تا آخرش تو را همراه خوذش می برد.

      زمان فاجعه بمب گذاری کانون، که شنبه ی بعدش برایتان گفتم و بایکوت مطلق بودیم و شماها هم روی ما فشار می آوردید که چرا اینقدر ما رو بایکوت کرده اند - اینجوری هیچکس خبردار نمی شود و خون شهدامون دارد هدر می رود - چندین بار BBC با ما تماس گرفت، فحش دادیم و قطع کردیم و گفتیم شما این وسط چه کاره اید؟ به شما ربطی ندارد!

      برادرها و خواهرها! در اعتراضات، صف‌تان را از دشمن جدا کنید، آن وقت اعتراض کنید، کسی بحثی ندارد.
      آقا فرمودند می خواید اعتراض کنید، اعتراض کنید؛ کانال دارد.

      سالگرد می گیریم که به مردم بگوییم بصیرتتان را مدیون امام حسین (ع) هستید. به مردم بگوییم فتنه گردن منافق است، نه اینکه سالگرد بگیریم و این جماعت را بکوبیم!

      متن کامل سخنرانی در ادامه مطلب:


      موضوعات مرتبط: متن
      ادامه مطلب
      [ پنجشنبه چهاردهم دی 1391 ] [ 23:29 ] [ مردم ] [ ]

      در پی درگذشت پدر زهرا رهنورد، حجت الاسلام سید حسن خمینی پیام تسلیتی خطاب به «میرحسین موسوی» صادر کرد. وي در اين پيام اشاره اي به خانم رهنورد نكرده است

      image 
      در پی درگذشت پدر زهرا رهنورد، حجت الاسلام سید حسن خمینی پیام تسلیتی خطاب به «میرحسین موسوی» صادر کرد. وي در اين پيام اشاره اي به خانم رهنورد نكرده است
      به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، متن این پیام به شرح زیر است:
      بسمه تعالی
      جناب آقای مهندس میر حسین موسوی
      مصیبت وارده را تسلیت عرض نموده؛ از خداوند متعال برای آن مرحوم غفران واسع و برای جمیع بازماندگان صبر و اجر مسئلت دارم

      موضوعات مرتبط: متن
      [ پنجشنبه چهاردهم دی 1391 ] [ 22:30 ] [ مردم ] [ ]
      برگی دیگر از تلاش غرب در جنگ با عقاید اسلامی/1
      از بزرگترین اهداف شبکه آقاخان، شناسایی و جذب استعدادهای درخشان کشورهای مسلمان و ارائه بورس به نخبگان آنان است تا به گفته مقامات این فرقه، در آینده بتوانند فرهنگ کشورهای مسلمان را منطبق با اقتضائات تمدن غرب و گفتمان مدرن شکل دهند.
      گروه فرهنگی مشرق- در تلمود(یکی از کتابهای مذهبی یهود می باشد که از آن به عنوان تورات شفاهی نیز یاد می‌شود) آمده است: از آن رو كه مسيح دروغگوست و بدان سبب كه محمد(ص) به [حقانيت] او (مسيح) اعتراف كرد، و اعتراف كننده به [حقانيت] دروغگو، دروغگويي مانند اوست، واجب است كه با دروغگوي دوم به جنگ برخيزيم هم‌چنان كه با دروغگوي اول جنگ كرديم. رژيم نامشروع اسرائيل پس از سال ۱۹۶۷ به شكل آشكار و واضح به جنگ با عقايد اسلامي پرداخته است. از جمله اين روش‌ها مي‌توان به حمايت این رژیم از فرقه هاي استعماري (اسماعيليه، بهاييت، قادياني و...) اشاره کرد. رژيم صهيونيستي اجازه نشر افكار و عقايد این فرقه ها را در فلسطين اشغالي صادر، و راه را براي عرضه جهاني افكار و عقايد آنان از طريق ايجاد كنگره جهاني آن در شهر حيفا هموار كرد. اين رژيم، به افكار و عقايد منحرف اين گروه‌ها در رسانه‌هاي عمومي مختلف خود حق انتشار داده است.

      تجربه نشان داده است که غرب برای به حاشیه راندن و تضعیف انگیزه‌ها و حرکت‌های اسلامی از سیاست موازی سازی و ایجاد تفرقه مذهبی و قومی استفاده کرده است و می‌توان انتظار داشت غرب مجدداً از این حربه در جهت مقابله با امواج شیعی در منطقه استفاده کند، تلاش شبکه آقاخان برای نفوذ در ایران، به دلیل قوت و قدرت اندیشه شیعی اثنی عشری و حاکمیت جمهوری اسلامی در ایران همواره با ناکامی مواجه شده است، اما به نظر می‌رسد، بازیگران عرصه بین‌الملل و به خصوص انگلستان برای به حاشیه راندن جریان اصیل شیعی در منطقه از فرقه اسماعیلیه و شبکه آقاخان استفاده خواهند کرد.






      کریم آقاخان به همراه خانواده. زهرا(بزرگ‌ترين فرزند وی) در سال ۱۹۹۴ از دانشگاه هاروارد با درجه‌ی ليسانس در مطالعات توسعه فارغ التحصيل شده است و اکنون رييس بخش رفاه اجتماعی در مقر آقاخان در فرانسه است. پسر ارشدش، رحيم، که از دانشگاه براون (آمريکا) در سال ۱۹۹۵ فارغ التحصيل شده است، مسئوليت‌هايی در زمينه‌ی مؤسسات توسعه‌ی اقتصادی امامت دارد. (پسر دومش، حسين که از کالج ويليامز (امريکا) در سال ۱۹۹۷ فارغ التحصيل شده است به فعاليت‌های فرهنگی در شبکه‌ی توسعه‌ی آقاخان می‌پردازد).

      اسماعیلیان گروهی از به اصطلاح شیعیان هستند که امامت را به اسماعیل، فرزند امام جعفر صادق(ع) ختم می‌کنند و او را امام هفتم می‌دانند.
      فرقة اسماعیلیه، دومین فرقه پرجمعیت شیعه، بعد از اثنی عشری است. اینان هم‌زمان با روزگار سامانیان سربرآوردند؛ در سال 148ق. (765م.) در كوفه از شیعیان جدا شدند و دست به نهضتی سیاسی مذهبی برای براندازی عباسیان زدند. آنها قایل بودند كه حكومت عدل توسط امامی از فرزندان اسماعیل بن جعفر(پسر بزرگ امام صادق سلام الله علیه به وجود می آید و سده‌ها با توان بسیار به پراکندن اندیشه خویش پرداختند.
      امروزه از شمارشان کاسته شده‌است. اسماعیلیان در قطعاتی از تاریخ دارای حكومت بوده اند( مثل فاطمیون مصر و الموت ایران)، بنابراین توانستند، عقاید خود را مكتوب و نظام مند كنند. در ایران بسیار کمیابند و در برخی کشورها مانند هندوستان و تانزانیا و کنیا پراکنده‌اند.

      چنانکه هانری کربن می‌گوید: اسماعیلیان نزاری پس از سقوط قلعه الموت به دست مغولان و نابودی کتب موجود در آن منابع خود را از دست دادند. اما اسماعیلیان مستعلوی که در دوره فاطمیان در مصر مستقر بودند و اکنون بیشتر در هند هستند، منابع دست اول خود را حفظ کرده‌اند، هرچند تمایلی به انتشار آن ندارند.

      موضوعات مرتبط: متن
      ادامه مطلب
      [ پنجشنبه چهاردهم دی 1391 ] [ 22:17 ] [ مردم ] [ ]
      اینترنت از این جهت بسیار به آن الگو نزدیک است. هم فراگیر است و هم مردمی محسوب می‌شود. در رسانه‌های بزرگ و جریان اصلی رسانه‌های، معمولاً تولیدکننده و مصرف‌کننده دو سان مجزا دارند. اما در رسانه های جدید هر فرد می‌تواند تولید کننده محتوا باشد و از این جهت این رسانه‌های اینترنتی مردمی محسوب می شوند.

      به گزارش آژانس خبری شیراز «شیرازنا» به مناسبت ۹ دی و نیز برگزاری جشنواره ملی بوی سیب، محمدصالح مفتاح، مدیرمسئول شیرازنا و فعال فضای مجازی در رادیو معارف حضور یافت و درباره ظرفیت‌های انقلاب اسلامی در فضای مجازی سخن گفت. متن این سخنان تقدیم می‌گردد:

      محمدصالح مفتاح

      اگر به تاریخ انقلاب اسلامی در مرحله وقوع مراجعه کنیم، نشان دهنده این است که انقلابیون ما از رسانه‌های روزآمد و ظرفیت‌های آن بسیار استفاده می‌کرده‌اند. مثلاً نوار کاست که در انقلاب اسلامی ما استفاده شده است، جزو پیشرفته‌ترین، روزآمدترین و البته فراگیرترین رسانه‌ها بوده است. پیام‌های حضرت امام (ره) از این طریق و از طریق رسانه‌های سنتی‌تر منتقل می‌شده است.

      اگر به تاریخ انقلاب اسلامی در مرحله وقوع رجوع کنیم، نشان دهنده این است که انقلابیون ما از مهمترین ظرفیت و امکاناتی که استفاده می‌کرده‌اند، رسانه بوده است. مثلاً نوار کاست که در انقلاب اسلامی ما استفاده شده است، جزو پیشرفته‌ترین، روزآمدترین و البته فراگیرترین رسانه‌ها بوده است. پیام‌های حضرت امام (ره) از این طریق به دست مردم می‌رسید و نفر به نفر و سینه به سینه منتقل می‌شد.

      اینترنت از این جهت بسیار به آن الگو نزدیک است. هم فراگیر است و هم مردمی محسوب می‌شود. در رسانه‌های بزرگ و جریان اصلی رسانه‌های، معمولاً تولیدکننده و مصرف‌کننده دو سان مجزا دارند. اما در رسانه های جدید هر فرد می‌تواند تولید کننده محتوا باشد و از این جهت این رسانه‌های اینترنتی مردمی محسوب می شوند.

      تفاوت میان رسانه‌های قدیمی تر و رسانه های مجازی را می‌توان به راهپیمایی‌های سالیانه و رسمی و راهپیمایی ۹ دی تشبیه کرد. راهپیمایی‌های رسمی در مواردی به تکرار افتاده است، پوسترهای یک جور ممکن است چاپ شود و در اختیار افراد قرار گیرد و شعارها از طریق یک بلندگو به گوش مردم برسد. اما در راهپیمایی ۹ دی کسی برنامه‌ریزی کلی نمی‌کند، خودجوش و مردمی است، پلاکاردها، شعارها و دست‌نوشته‌ها مردمی است و کسی پوستری برای آن روز چاپ نکرده بود و اگر هم بود، در میان آن سیل جمعیت به چشم نمی‌آمد. فضای مجازی از این قبیل است. مردم خودشان با علاقه و احساس تکلیف شان وارد صحنه شده‌اند و خودشان تولید محتوا می‌کنند.

      در همین سال ۸۸ که مراجعه می‌کنیم، به گستردگی حرکت مردمی در فضای مجازی پی می‌بریم. چرا که تهدیدات علیه انقلاب اسلامی در فضای مجازی گسترده است. هرچه تهدید شدیدتر، حضور مردمی برای دفاع از اسلام و انقلاب اسلامی هم شدیدتر می‌شود.

      چند محور محتوایی را در عرصه‌ی فعالیت‌های مجازی و انقلاب اسلامی ذکر کرد:

      یکی محور تداوم اصل انقلاب اسلامی و دفاع از اصل انقلاب است. چنان چه در ۸۸ این دفاع از انقلاب اسلامی صورت گرفت که اصل انقلاب در معرض تهدید بود و فضای مجازی برای دفاع از انقلاب اسلامی بسیج شد.

      دیگری (که البته در ادامه همان قبلی هم هست) اصل امر به معروف و نهی از منکر است که ضامن بقا و سلامت انقلاب اسلامی است. این را می‌توان آرمانخواهی در فضای مجازی هم خواند. انقلاب اسلامی دارای محتوایی است؛ عدالتخواه و آزادی‌خواه است، استقلال‌طلب است و اینها البته ذیل اسلام‌خواهی تعریف می‌شود. این انقلاب متکی به مردم و این یک شاخص است. اگر این شاخص‌ها را مورد توجه قرار دهیم، به ضرورت امر به معروف و نهی از منکر برای حفظ این ارزش‌ها و مطالبه‌گری مستمر در این راستا پی می‌بریم. مطالبه‌ی این‌که مسئولین از این خط مستقیم انقلاب اسلامی دور نشوند.

      عرصه‌ی دیگر عرصه بین‌الملل است؛ ما انقلاب‌مان را محدود به مرزهای کشوری به نام ایران تعریف نکردیم. ما برای انقلاب‌مان شناسنامه اسلامی گرفتیم و حتی آن را شیعی هم نخواندیم. انقلاب ما یک جرقه و آغاز بوده است. در سخنان حضرت امام (ره) با تعبیر «صدور انقلاب» مواجه‌ایم. ایشان معتقد بود ارزش‌های انقلاب اسلامی محدود به مرز جغرافیایی نیست و باید به اقصی نقاط عالم صادر شود و به مستضعفین عالم برسد. فضای مجازی یکی از بهترین ابزارها برای این است که ما برای صدور ارزش‌های انقلاب اسلامی از آن بهره ببریم. در شبکه‌های اجتماعی به سهولت می‌توان با مردم کشورهای دیگر ارتباط برقرار کرد و پیام انقلاب اسلامی را به آنها رساند. در موارد اندکی که تجربه کرده‌ام به اهمیت و ضرورت این ارتباط پی بردم. بسیار انسان‌های تشنه برای دریافت پیام انقلاب اسلامی ما در جهان هستند که بر اساس وظیفه اسلامی مان باید به فکر آنها هم باشیم.

      اگر قرار باشد با تهدیدات مجازی مقابله شود (که البته بسیار هم زیاد هستند) در همین زمین فضای مجازی باید با آن مقابله شود. آن هم نه با شیوه‌های سنتی و قدیم حقیقی؛ بلکه با به میدان آوردن عموم مردم برای یک جنگ تمام عیار فرهنگی که آن پیام انقلاب اسلامی و ارزش‌های آن را به همه دنیا عرضه کنیم. و این منحصر به یک بستر و یک قالب نیست. ما در این جنگ فرهنگی دل نوشته و مقاله و یادداشت و کاریکاتور و پادکست و … همه ابزارها را به میدان باید بیاوریم و در همه بسترهای شبکه‌های اجتماعی و وبلاگ و سایت و … باید فعال شویم.

      مطالب مرتبط:

    • نوجوانان سایبری باتشکیل حلقه های فضای مجازی به خواسته رهبرمعظم انقلاب لبیک می گویند
    • حضور کانون‌های مساجد در فضای مجازی پررنگ‌تر می‌شود
    • راه اندازی سایت رسمی شهید بابایی به همت بسیجیان فعال فضای مجازی شیراز
    • کسانی که جنگ نرم را انکار کنند در جبهه دشمن قرار می گیرند
    • [ پنجشنبه چهاردهم دی 1391 ] [ 2:38 ] [ مردم ] [ ]
      گفت‌وگو با سردار غیب‌پرور در مورد فیلتر سایت شیرازهشیرازه مجموعه‌‌ای نیمه مستقل است و ما زیاد [دخالت] نمی‌کنیم.

      به گزارش آژانس خبری شیراز «شیرازنا» بیش از دو هفته از فیلتر «پایگاه خبری تحلیلی شیرازه» می‌گذرد و متأسفانه هنوز مشکل این سایت اثرگذار و پربازدید استان فارس حل نشده است.

      از صبح روز چهارشنبه ۲۲ آذرماه سال جاری سایت شیرازه به دلیل انتشار خبری با عنوان «خون فروشی رسمی در شیراز + سند» و در پی آن شکایت سازمان انتقال خون فارس مسدود شده و همچنان پرونده این سایت در شعبه‌ی چهار دادسرای مطبوعات تهران در دست انجام می‌باشد.

      با توجه به گمانه‌زنی‌هایی درباره‌ی انتساب سایت شیرازه به سپاه استان فارس، در گفت‌وگویی کوتاه با فرمانده سپاه فجر فارس به موضوع فیلتر شدن این سایت و اقدامات احتمالی سپاه در این زمینه پرداخته‌ایم.

      سردار غیب‌پرور در این مصاحبه با تأکید بر اینکه سایت شیرازه یک سایت نیمه مستقل است، خط‌ و خطوط‌های سیاسی را عامل فیلتر این سایت دانست و از رفع مشکلات آن خبر داد.

      ماحصل مصاحبه‌ی کامل سردار غیب‌پرور با سایت شیرازنا در ادامه آمده است:

      شیرازنا: با توجه به فیلتر شدن سایت شیرازه، سرانجام این سایت چه خواهد شد؟

      سردار غیب‌پرور: محکم کارش را انجام خواهد داد. سایت شیرازه یک مجموعه‌ی نیمه مستقل است که خودش مسئول دارد و ما سعی می‌کنیم زیاد [دخالت] نکنیم.

      سایت شیرازه مجموعه‌ای از بروبچه‌های صاحب فکر، صاحب خرد، تحصیلکرده هستند که یک گیر در کارشان افتاده بود که رفتند و به هرحال حل هم کردند مشکل خاصی هم نبود.

      متأسفانه همین خط و خطوط‌های سیاسی باعث شده بودند یک سایت پویا و با یک انگیزه‌ی بالایی، چند روزی دچار مشکل شود که چیز خاصی نیست و حل می‌شود.

      شیرازنا: سپاه هم برای رفع فیلتر این سایت تاکنون اقدام خاصی هم انجام داده است؟

      سردار غیب‌پرور: عرض کردم این مجموعه کاری به سپاه ندارد و آنجا خودش مسئول دارد.

      مطالب مرتبط:

    • چه مقامی دستور فیلتر سایت‌های «شیرازه» و «غریو» را صادر کرد؟
    • علت فیلتر سایت شیرازه مشخص شد + عکس
    • فیلتر شدن شیرازه و غریو پرمخاطب ترین و پویاترین سایت های شیراز و استان فارس

    • انتقاد 11 تشکل دانشجویی از فیلتر شدن سایت غریو

    • [ پنجشنبه چهاردهم دی 1391 ] [ 2:30 ] [ مردم ] [ ]
      .: Weblog Themes By WeblogSkin :.
      درباره وبلاگ

      اين وبلاگ به دنبال حوادث خونبار شهرستان كوار و جهت اطلاع رساني ساخته شده است
      جوانان حزب اللهي بيدار باشيد و مظلوميت خود را دريابيد
      وسع و توان ما اين بود شما هم كوتاهي نكنيد رسانه ها رسالتي جز بيداري مردم و انعكاس واقعيت ها ندارند
      اگر ما خود رسانه ي خود نباشيم چه كسي رسانه ي ما باشد
      متاسفانه انعكاس واقعيت هاي اتفاق افتاده انچنان كم است كه ما حزب الهي ها ديده نميشويم و فقط صداي دشمنان انقلاب به گوش مردم ميرسد.
      و در آخر اينكه شيعه هميشه مظلوم بوده است .
      لینک دوستان
      موضوعات وب
      امکانات وب